مقاله: مجازات حرام خواری انسان در روز قیامت

0 ۴۶۲

حرام خواری مقاله: مجازات حرام خواری انسان در روز قیامت

چکیده

آنچه از روایات و آیات متعدد در قرآن مجید و منابع روایی برداشت می شود مفتاحیت لقمه و کسب در سعادت یا شقاوت معنوی انسان است به صورتی که کسب حرام و لقمه حاصل از آن کلید هر بدی و گمراهی است و کسب روزی حلال بزرگترین عبادت و راه سعادت اخروی شمرده شده است. لقمه حرام نابود کننده سایر اعمال نیک انسان نیز می باشد به طوری که میبینیم افرادی که با کوهی از اعمال صالح در قیامت فقط به سبب لقمه حرام اهل آتش خواهند شد. در مقابل آن لقمه حلال نیز آغاز راه رسیدن به کمالات معنوی انسان است به صورتی که بزرگترین جهاد و عبادت کسب روزی حلال به حساب آمده است. در این نوشته سعی شده است ابعاد مختلف اثرات لقمه حرام در زندگی دنیوی و اخروی انسان بررسی شود آنچه از سختی ها و مشقات در اثر کسب حرام در زندگی آنان پدید می آید و مفاسد ناشی از آن نیز از جمله بخشهای دیگر این مقاله است همچنین بررسی فقهی مال مخلوط به حرام و انفاق از مال حرام قسمت پایانی این نوشتار است امید که آگاهی به عمق تخریبی مال حرام در زندگی آدمی را از ورود در وادی هلاکت باز دارد.

مقدمه
در دین مقدس اسلام گناهان از نظر رتبه کلاً به دو قسمت تقسیم می شود:
قسم اول: گناهان کبیره قسم دوم: گناهان صغیره. و هر یک از اقسام گناهان کبیره و صغیره از نظر درجه، رتبه های مختلف و متفاوتی دارند و خداوند برای هر شخصی که مرتکب گناهی بشود، حال آن گناه در هر رتبه ای که باشد کیفر و زیانهایی معین نموده است. البته به تناسب با همان گناه از نظر شدت و ضعف مگر آنکه گناهکار توبه نماید و خداوند توبه او را بپذیرد از امام رضا نقل شده که فرمودند: «کُلَّما اَحدَثَ العِبادُ مِنَ الذُّنُوبِ ما لَم یَکُونُوا یَعمَلُونَ اَحدَثَ لَهُم مِنَ البَلاءِ ما لَم یَکُونُوا یَعرِفُونَ».(1) هر گاه مردم به گناهانی تازه که قبلا به انجام آن نمی پرداختند آلوده شوند با بیماری ها و مشکلات جدیدی که برایشان آشنا نیست روبرو می شوند. همانگونه که مراتب گناه مختلف می باشد کیفر گناه و آثار مترتب بر آن هم متفاوت است زیرا بعضی از گناهان گذشته از آنکه انجام دادن آن گناه غالبا زمینه برای ارتکاب گناهان دیگری هم می شود که از جمله خوردن مال حرام و شبهه ناک را می توان به شمار آورد و آثار غذاهای حرام در روحیات انسان به قدری واضح و مشهود است که بزرگترین سد و حجاب و مانع برای رسیدن به فیوضات الهی می باشد.و چه بسا لقمه حرام زمینه رشد صفات رذیله دیگری و یا مرتکب شدن محرمات دیگر الهی را فراهم می نماید. مولوی می گوید:
چون ز لقمه تو حسد بینی و دام
جهل و غفلت زاید آن را دان حرام
و کلام امام حسین علیه السلام در روز عاشورا این موضوع را اثبات می کند هنگامی که حضرت لشکر عمر سعد را نصیحت می کرد و سخنان مبارک حضرت در آنان اثری ننمود فرمودند: «مُلِئَت بُطُونُکُم مِنَ الحَرامِ» یعنی شکمهای شما از غذای حرام پر شده است. (2)حافظ در مذمّت لقمه حرام می گوید:
مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی
چرا ملامت رند شرابخواره کنم
مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی
همان به است که میخانه را اجاره کنم
حضرت امیر المؤمنین علیه السلام در وصایای خود به کمیل بن زیاد فرمودند: «یَا کُمَیْلُ إِنَّ اللِّسَانَ یَبُوحُ‏ مِنَ‏ الْقَلْبِ وَ الْقَلْبُ یَقُومُ بِالْغِذَاءِ- فَانْظُرْ فِیمَا تُغَذِّی قَلْبَکَ وَ جِسْمَک- فَإِنْ لَمْ یَکُنْ ذَلِکَ حَلَالًا- لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ تَعَالَى تَسْبِیحَکَ وَ لَا شُکْرَک‏(3) یعنی: ای کمیل به درستی که زبان تراوش کند از قلب، و قلب قوت یابد از غذا، پس تأمل کن در آنچه تغذیه نماید قلب و جسم تو. پس اگر حلال نباشد قبول نفرماید خداوند تسبیح و شکر تو را و در حدیث قدسی آمده است «فَمِنکَ الدُّعاءُ وَعَلَىَّ الإِجابَهُ فَلا تُحتَجَبُ عَنّى‏ دَعوَهٌ إِلاّ دَعوَهُ اَکلِ الحَرامِ»(4) یعنی پنهان نمی ماند از من هیچ دعایی مگر دعای کسی که مال حرام می خورد.و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در جواب کسی که گفت دوست دارم دعایم مستجاب شود فرمودند: «طَهِّر مَأکَلَکَ وَ لا تُدخِل بَطنَکَ‏ الحَرامَ‏»(5). یعنى: « غذای خود را پاک کن و از غذای حرام بپرهیز.«اَللَّهُمَّ أَغْنِنِی بِحَلَالِکَ‏ عَنْ حَرَامِکَ وَ بِفَضْلِکَ عَمَّنْ سِوَاک‏ ».«خدایا مرا به واسطه حلالت از حرامت بی نیاز گردان وبه واسطه فضلت نیز از احتیاج به دیگران بی نیازم گردان». بیان مسأله تحقیق: در این مقاله ما به بررسی در زندگی دنیوی و اخروی بر مبنای آیات و روایات پرداخته ایم.
پیشینه تحقیق:
در مورد این موضوع مقالات پراکنده ای در کتب اخلاقی مختلف مانند گناهان کبیره شهید دستغیب و منازل الآخره شیخ عباس قمی و معراج السعاده ملا احمد نراقی آمده است.
اهداف تحقیق:
برجسته نمودن خطرات نابود کننده و گمراه کننده لقمه حرام و زمینه سازی آن برای سقوط انسان و ضلالت و جهنم به جهت بازداشتن و تحذیر جامعه از کسب حرام
روش تحقیق:
دراین تحقیق بر مبنای روش کتابخانه ای و پژوهشی در منابع روایی و همچنین تفاسیر قرآن کریم حرکت کرده ایم.
پرسشهای تحقیق:
مال حرام چه اثری بر سرنوشت انسان در قیامت دارد؟
مال حرام باعث چه مفاسد و مشکلاتی در زندگی انسان می شود؟
آیا انفاق از مال حرام جایز است ؟ چرا؟

فصل اول: انسان و مال حرام در قیامت

یکی از مسائلی که خداوند در آیات متعدد از قرآن مجید انسان را به آن تذکر داده است عظمت روز قیامت است که تمام عقبات آن بسیار سخت و مشکل است و یکی از مشکل ترین عقبات آن عقبه مظالم و مرصاد و یا حق الناس می باشد چنانچه خداوند متعال می فرماید:«وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ‏ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَهِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ إِنْ کانَ مِثْقالَ حَبَّهٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنا بِها وَ کَفى‏ بِنا حاسِبِینَ».‏ (6) یعنی «ما در قیامت برپا می کنیم ترازوی عدل را پس در آن روز بر کسی ظلم نخواهد شد و کردار هر کس هر چند اندک باشد آن عمل را می آوریم و ما از برای محاسبه روز قیامت کافی می باشیم. رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمودند:«اِنَّ الرَّجُلَ یُسئَلُ عَن کُحلِ عَینِهِ وَ عَن فَتَهِ الطّینِ بِاَصبُعِهِ وَ عَن لَمسِهِ ثَوبَ أَخیِهِ »(7) یعنی: «همانا در قیامت از مردم سؤال می شود در باره سرمه ای که به چشم خود کشیده اند، و از خاک و گلی که با انگشت خود مالیده اند و دستی که به لباس برادر خود کشیده اند ».(8) و در حدیث دیگر نقل شده که در قیامت حاضر می کنند کسی را که در دنیا از قصابی گوشت خریده و بعد آن گوشت را به قصاب رد کرده و لکن مقداری چربی آن گوشت در دست او باقی مانده باشد که موجب ضرر برای قصاب باشد پس خداوند امر می فرماید تا اینکه به مقدار ضرری که به قصاب وارد آمده از حسنات آن شخص به قصاب داده شود.و در حدیث دیگر نقل شده که امام علیه السلام فرمودند:«یُؤخَذُ سِتَّمِائَهَ صَلوهٍ بِدِرهَمٍ» (9) یعنی در قیامت ششصد نماز در عوض یک درهم داده می شود. و در لئالی الاخبار وارد است که روزی حضرت رسول صلی الله علیه و آله به دیدن حضرت فاطمه زهرا علیها السلام تشریف آوردند دیدند آن مخدره خانه خود را به حصیر و پوست گوسفند فرش نموده و پیرهنی از پشم بسیار خشنِ شتر در بر نموده و مشغول کار خانه می باشد.چون چشم حضرت زهرا علیها السلام به پدر افتاد از فقر و زحمت خانه شکایت نمود. پیغمبر اکرم به او فرمودند «لاَ تَعتَمِد عَلی أَنَّکَ بِنتُ رَسُول اللهِ وَ زَوجَهُ عَلِیٍّ وَ اُمُّ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ فَوَالَّذِی نَفسَ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لاَ یَأذَنُوکَ یَومَ القِیَامَهِ اَن تَرفَعَ قَدَماً عَن قَدَمٍ حَتّی تَفرَغَ مِن حِسَابِ هَذَا الحَصیِرِ وَ هَذَا الثَّوبِ ».(10) یعنی: «ای نور دیده اعتماد مکن بر آنکه تو دختر پیغمبری و عیال علی و مادر حسن و حسین علیهم السلام می باشی، قسم به آن کسی که جان من در قبضه قدرت اوست به تو اجازه داده نمی شود روز قیامت که قدم از قدم برداری مگر اینکه از عهده حساب این حصیر و این پیراهن برآیی».در لئالی الاخبار از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: مردم از سختی روز قیامت و حساب آن به حضرت آدم رو می آورند و می گویند تو پدر ما هستی و پیغمبر خدا هستی از خداوند تقاضا کن تا در حق ما حکمی صادر کند اگر چه به دخول جهنم باشد زیرا ما را بیش از این طاقت بر سختی حساب روز قیامت نیست. حضرت آدم می فرماید خداوند مرا به ید قدرت خود آفرید و مسجود ملائکه خود قرار داد و مرا از خوردن یک میوه از اشجار بهشتی منع نمود مع ذلک نتوانستم خودداری نمایم پس مرا در محضر او روی شفاعت نیست. آنها به حضرت نوح رو می آورند و می گویند: تو از برای خدا نهصد و پنجاه سال مردم را به خدا پرستی دعوت نمودی و از قوم خو ددر راه دین صدمات زیادی را تحمل نمودی امروز از او تقاضا نما ما بین ما حکم کند اگر چه به دخول جهنم باشد. حضرت نوح می فرمایند: من با اینکه فقط مأمور بودم اهل کشتی را نجات دهم و با آنها اظهار محبت نمایم ولکن موقعی که دیدم فرزندم دچار طوفان بلا گردید با این که می دانستم کافر است و اظهار محبت به او خلاف خشنودی خدا است مع ذلک از کثرت علاقه ای که به او داشتم به خدا عرض کردم «اِنَّ ابنِی مِن اَهلِی وَ اِنَّ وَعدَکَ الحَقُّ» ترجمه: «همانا فرزند من از اهل من است، و وعده تو حقّ است». و با این اظهار علاقمندی به دشمن خدا و خلاف وظیفه دیگر از برای من به درگاه حق روی شفاعت نمانده است شما به حضرت ابراهیم روی بیاورید که خلیل خدا است.آنها به حضرت ابراهیم علیه السلام رو می کنند و می گویند خداوند در اثر آن اظهار بندگی که از تو دید تو را خلیل و دوست خود قرار داد پس از خدا تقاضا کنید تا اینکه ما را از گرفتاری حساب قیامت نجات دهد اگر چه به دخول جهنم باشد زیرا ما را بیش از این طاقت حساب قیامت نیست. حضرت ابراهیم علیه السلام می فرماید: «با اینکه خدا مرا مقام خلّت و دوستی داد مع ذلک در جلوگیری از بت پرستی مردم اظهار کسالت نمودم در صورتی که اگر کسی را خداوند پشتیبان و نگهبان باشد و به او مقام خلت عطا فرماید بایستی در کمال شجاعت و صراحت از مناهی حق مانع شود و احتیاج به تمارض نداشته باشد و روی شفاعت ندارم».پس آنها رو به حضرت موسی علیه السلام می آورند و از او تقاضای شفاعت می کنند. آن حضرت می فرماید اگر چه خدا مرا کلیم خود گرداند ولکن روزی دیدم یک نفر قبطی با یکی از دوستان من مشغول زد و خورد می باشد بدون تأنی مشتی به صورت قبطی زدم و او را هلاک نمودم با اینکه سزاوار بود با آنها مدار کنم و به نیکی آنها را از هم جدا کنم و با این خلاف وظیفه از برای من درب خانه حق روی شفاعت نیست. چون آنها به محضر حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می آیند و تقاضای شفاعت می کنند حضرت سر به سجده می گذارد و از خدا نجات آنها را تقاضا می کند خداوند به آن حضرت می فرماید: هر که را تو شفاعت کنی من شفاعت تو را در باره او قبول می کنم. (11)

روایتی از امام صادق علیه السلام در سختی روز قیامت

از حضرت صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: چون روز قیامت شود و به امر خدا مردم سر از قبر بردارند ملائکه و مأمورین آنها را در مکان واحدی حاضر نمایند و خدا امر فرماید تا اینکه ملائکه هفت آسمان به دور اهل محشر هفت صف بکشند و آنها را محصور دارند پس از آن منادی از طرف حق آنها را صدا زده و می گوید: ای طائفه جن و انس اگر قدرت دارید بر اینکه از صفوف ملائکه هفت آسمان بگریزید پس بگریزید و لکن امروز گریزگاهی نیست جز با عنایت سلطان حقیقی که ذات مقدس حق باشد. پس از آن خداوند بدون واسطه احدی به اهل محشر می فرماید: من خدای یگانه می باشم و عدل من امروز اقتضا می کند آنکه حق هر مظلومی را از ظالمش پس بگیرم و از ظلم احدی نگذرم. پس هر کس در دار دنیا مظلوم واقع شده حق خود را از ظالم بگیرد و از این موقف کسی حق عبور ندارد مگر آنکه بر عهده او چیزی از حق الناس نباشد. پس اهل محشر در صدد مطالبه حقوق خود برمی آیند و هر کس کوچکترین حقی بر غیر داشته باشد او را پید ا می کند و از او مطالبه حق خود را می نماید و مردم از ترس آنکه مبادا کسی گریبان آنها را بگیرد و چیزی مطالبه کند به اطراف محشر فرار می کنند به خیال آنکه راه فراری از برای آنها می باشد زیرا می ترسند در رعایت حقوق آنها تقصیری شده باشد. یعنی روزی که هر کس فرار می کند از برادر و مادر و پدر و رفیق و اولاد خود از ترس آنکه مبادا پیش آنها از جهت عدم رعایت حقوق آنها مسئولیتی داشته باشد. (12) در حدیثی از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که به اصحاب خود فرمودند: آیا می دانید فقیر کیست ؟ عرض کردند: در نزد ما کسی است که دستش از مال دنیا خالی باشد فرمودند فقیر از امت من کسی است که در روز قیامت با اعمال حسنه مثل نماز و روزه و حج و جهاد و زکات محشور گردد ولکن عاقبت کار او با آتش جهنم باشد عرض کردند با این حسنات چرا مستحق آتش می گردد ؟ فرمودند برای آنکه طلبکار زیاد دارد مثلا بعضی را فحش داده و بعضی را هتک احترام نموده و مال بعضی را خورده و صدمه بدنی به بعضی وارد آورده است. پس در قیامت به امر خدا حسنات او گرفته می شود و در عوض به طلبکارهای او داده می شود و چون دست او از عمل خیر خالی می گردد او را وارد جهنم می کنند. و در روز قیامت چند طائفه بیش از دیگران حسرت و تأسف دارند.
اول: کسانی که مالی در دنیا به دست آورده باشند اگر چه از راه حلال بوده باشد ولی آن را در امورات خیریه و لو مختصری باشد صرف ننموده باشند و پس از آنها مال به دست ورثه آنها رسیده و در امورات خیریه صرف نموده باشند چون صاحب مال نگاه می کند می بیند مالی که او در جمع آوری آن زحمت کشیده ثواب و اجرش به غیر داده می شود.
دوم کسانی که دیگران را موعظه و نصیحت به امر خیرنموده اند و خود آنان راه سعادت را نپیموده اند در قیامت می بینند مردم در اثر مواعظ و نصایحی که از او شنیده اند و عمل به آن نموده اند رهسپار بهشت برین می باشد او خود به هزاران گرفتاری مبتلا است حسرت و غم او از حد افزون می گردد.
سوم: پدر و مادری که در قیامت گرفتاری داشته باشند زیرا در آن صحرا فرزند خود را به هزاران زحمت به دست می آورند و به او می گویند: ما را می شناسی ؟ می گوید آری شما پدر و مادر من بودید، می گویند آیا به یاد داری زحماتی که در دنیا برای تو کشیده ایم و تو را بر جان خود ترجیح داده ایم واز هر جهت در خدمتگذاری تو کوتاهی نکرده ایم ؟ می گوید: آری به یاد دارم. می گویند پس ما را امروز به یک حسنه خود دلشاد کن زیرا دفتر عمل ما از حسنات خالی است و شاید در اثر یک حسنه که تو به ما بدهی موجب نجات ما گردد او در جواب می گوید ای والدین امروز با سختی محاسبه ای که ملاحظه می کنید چطور ممکن است من از یک حسنه خود صرف نظر نمایم و ا ورا به شما بدهم زیرامی ترسم کار من برای یک حسنه معطل بماند و آنها را نا امید برمی گرداند و پدر و مادر او با چشم گریان از نزد او برمی گردند و از حسرت و ندامت دست خو درا به دندان می گزند و از اثر غصه ملتفت نمی گردند.
چهارم: کسانی که چون ایام عمر خود را ملاحظه نمودند بعضی از عمر خود را به معصیت و بعضی به غفلت و بیکاری به سر برده اند زیرا در قیامت از برای هر ساعت از عمر انسان خانه ای نشان داده می شود که بعضی از آنها چون در عبادت صرف شده پر از حُلیّ و جواهرات می باشد و بعضی از آن چون به معصیت صرف شده پر از مار و عقرب است و بعضی از آنها چون به غفلت و بیکاری صرف شده خالی می باشد و چون انسان به خانه های مفروش و پر از جواهرات نگاه می کندحسرت می برد». (13)
در حدیث دیگری امام علیه السلام فرمودند « معذب ترین مردم در قیامت کسی است که خمس آل رسول را نداده باشد زیرا صاحبان خمس اطراف او را می گیرند و به خدا عرض می کنند این شخص خمس ما را در دنیا نداد با اینکه ما محتاج بودیم مال ما را صرف زندگی خود نمود. پس دستور داده می شود از عبادات او به اهل خمس و زکات داده شود».(14) از حضرت سجاد علیه السلام سؤال شد هر گاه کسی به گردن کافری یا کسی از اهل جهنم است حقی داشته باشد پس با اینکه آنها را عبادتی نیست تا اینکه از آنها گرفته بشود و به طلبکار آنها داده شود حق آنها را چگونه وصول خواهند نمود ؟ فرمودند از گناهان صاحب حق بر دوش آنها گذاشته می شود و موجب نجات صاحبان حق و شدت گرفتاری آنها خواهد گردید. روزی که شخص به آنچه در دستش پیش فرستاده است بنگرد وکافر بگوید: ای کاش خاکی می بودم و آیه قرآن می فرماید روزی که ظالم هر دو دستش را از شدت حسرت می گزد.نقل شده در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شخصی از انصار از دنیا رفت و مقروض مردم بود پس از غسل و کفن از آن حضرت خواستند بر او نماز بخواند. حضرت فرمودند: چون مقروض است من بر او نماز نمی خوانم کس دیگری بر او نماز بخواند تا اینکه یکی از منسوبین میت ضمانت دین او را نمود که ادا نماید. سپس حضرت رسول صلی الله علیه و آله بر او نماز خواندتا مردم بفهمند به دیون خود باید اهمیت بدهند و بازماندگان آنها تا ممکن است نگذارند میت آنها در قبر مدیون کسی باشد و موجب گرفتاری او گردد. آگاه باشید ظلم بر سه قسم است:
1. ظلمی که آمرزیده نمی شود، ظلمی که بازخواست می شود و ظلمی که آمرزیده شده و بازخواست نمی شود.
2. ظلمی که آمرزیده نمی شود شرک به خدا است خداوند متعال کسی را که شرک بورزد نمی آمرزد
3. ظلمی که آمرزیده می شود ظلم بنده است بر نفس خود در بجا آوردن برخی گناهان کوچک (در صورتی که اصرار بر آن نداشته باشد).و ظلمی که بازخواست می شود ظلم بنده است بنده دیگر را و قصاص و تلافی آن در آخرت بسیار سخت و دشوار است. (آنان که به آل محمد علیهم السلام ظلم نموده اند بسختی بازخواست شده و به عذاب گرفتار خواهند شد.(15) چند گفتار از معصومین علیهم السلام.خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: « وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً».(16) یعنی: و روبرو می کنیم از اعمال آن چه را که انجام داده اند و سپس آن را همانند غباری پراکنده شده در می آوریم، اگر اعمالشان سفید تر از پیراهن ساخته شده از پنبه مصری باشد خداوند عز وجل می فرماید تیره شو و به صورت غبار در آی مانند خاکی که باد در اطراف زمین به حرکت در می آورد و این به خاطر این است که وقتی حرام به آنها روی آورد آن را قبول کردند. از امیر المؤمنین علیه السلام نقل شده که فرمودند کسی که مالی از غیر حلال به دست آورد به آخرت خود ضرر زده است. (17) و باز می فرمایند: کسی که مالی از غیر حلال به دست آورد در محلی غیر از مصرفش آن را مصرف می نماید(18). امام صادق علیه السلام می فرماید: آوازه خوانی لعنت شده است و کسی که از این راه در آمد داشته باشد و بخورد لعنت می شود (19) موسی بن جعفر علیه السلام در کتاب تهذیب می فرماید: «اِنَّ الحَرامَ لاَ یَنمِی وَ اِن نَمی لاَ یُبَارَکُ لَهُ فِیهِ وَ مَا اَنفَقَهُ لَم یُؤجَر عَلَیهِ وَ مَا خَلَّفَهُ کَانَ زَادُهُ اِلَی النَّارِ».(20) همانا حرام رشد نمی کند و اگر رشد کرد برکت ندارد و اگر آن را انفاق کند ثوابی ندارد و آنچه بعد از مرگ باقی می ماند آتش جهنم او را شعله ور تر می کند. امام باقر علیه السلام نیز فرمودند: « إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا أَصَابَ مَالًا مِنْ حَرَامٍ لَمْ یُقْبَلْ مِنْهُ حَجٌّ، وَ لَا عُمْرَهٌ، وَ لَا صِلَهُ رَحِمٍ، حَتَّى إِنَّهُ یَفْسُدُ فِیهِ الْفَرْجُ » (21) یعنی: هر گاه انسان از مال حرام استفاده کند خداوند حج و عمره و صله رحم و عبادات او را قبول نمی کند، حتی اینکه به واسطه خوردن حرام، فروج هم فاسد می گردد. فساد از فروج یا به واسطه این است که اگر مهریه حرام باشد عقد فاسد است و یا اینکه اگر مال، حرام باشد در نطفه و در اولاد اثر بدی می گذارد. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: « مَنْ أَکَلَ الْحَلَالَ قَامَ عَلَى رَأْسِهِ مَلَکٌ یَسْتَغْفِرُ لَهُ حَتَّى یَفْرُغَ » (22) یعنی کسی که بخورد از مال حلال می ایستد بر سر او ملکی و برای او استغفار می کند تا فارغ شود از خوردن آن حلال. امام صادق علیه السلام می فرمایند:« تَشَوَّفَتِ الدُّنْیَا لِقَوْمٍ حَلَالًا مَحْضاً فَلَمْ یُرِیدُوهَا- فَدَرَجُوا ثُمَّ تَشَوَّفَتْ لِقَوْمٍ حَلَالًا وَ شُبْهَهً فَقَالُوا- لَا حَاجَهَ لَنَا فِی الشُّبْهَهِ وَ تَوَسَّعُوا فِی الْحَلَالِ- ثُمَّ تَشَوَّفَتْ لِقَوْمٍ حَرَاماً وَ شُبْهَهً- فَقَالُوا لَا حَاجَهَ لَنَا فِی الْحَرَامِ وَ تَوَسَّعُوا فِی الشُّبْهَهِ- ثُمَّ تَشَوَّفَتْ لِقَوْمٍ حَرَاماً مَحْضاً فَیَطْلُبُونَهَا فَلَا یَجِدُونَهَا- وَ الْمُؤْمِنُ یَأْکُلُ فِی الدُّنْیَا بِمَنْزِلَهِ الْمُضْطَرِّ».(23) یعنی آراسته می گردد دنیا برای مردمی، کاملا حلال ولی آنها به طرف دنیا نمی روند و راه خود را طی می کنند سپس برای مردمی به صورت حلال و شبهه ناک عرضه می شود و آنها می گویند ما نیازی به شبهه نداریم و در حلال زیاده روی می کنند.. سپس برای مردم دیگر به صورت حرام و شبهه ناک عرضه می گردد پس می گویند ما نیازی به حرام نداریم ولی در شبهه زیاده روی می کنند سپس برای مردم دیگری حرام کامل عرضه می گردد پس بدنبال آن می روند ولی آن را پیدا نمی کنند و اما مومن در دنیا مانند کسی که در اضطرار قرار گرفته غذا می خورد.

غلول چیست؟

عمار بن مروان می گوید: از امام باقر علیه السلام درباره غلول سؤال کردم حضرت فرمودند: « فَقَالَ کُلُّ شَیْءٍ غُلَّ مِنَ الْإِمَامِ فَهُوَ سُحْتٌ- وَ أَکْلُ مَالِ الْیَتِیمِ وَ شِبْهُهُ سُحْتٌ- وَ السُّحْتُ أَنْوَاعٌ کَثِیرَهٌ مِنْهَا أُجُورُ الْفَوَاجِرِ- وَ ثَمَنُ الْخَمْرِ وَ النَّبِیذِ وَ الْمُسْکِرِ وَ الرِّبَا بَعْدَ الْبَیِّنَهِ- فَأَمَّا الرِّشَا فِی الْحُکْمِ- فَإِنَّ ذَلِکَ الْکُفْرُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ جَلَّ اسْمُهُ وَ بِرَسُولِهِ صلی الله علیه و آله.» (24) هر چیزی که از امام مخفی بماند و از اموال باشد پس شدیدا حرام است خوردن مال یتیم و یا مال شبهه ناک حرام است و حرام انواع زیادی دارد از آن جمله مزد اشخاص بدکار و پول شراب و خوردن شراب و ربا بعد از آشکار شدن حرمت آن و اما رشوه گرفتن در قضاوت به درستی که کفر ورزیدن به خداوند و رسول گرامی است. بیان: غلول یعنی خیانت و امکان دارد مقصود از غلول در فرمایش امام علیه السلام خوردن مال امام باشد که اختصاص به او دارد مثل سهم خمس که مختص امام است و شاید مقصود فیء باشد و (فیء: اموال و اشیایی که خمس به آنها تعلق می گیرد و بعضی از آنها کاملا در اختیار امام است ) سُحت: آنچه که حرمت شدید دارد بعد البیّنه یعنی بعد از نمایان گشتن حرمت ربا در قرآن کریم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در خطبه ای می فرماید: «مَنِ اکْتَسَبَ مَالًا حَرَاماً لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ صَدَقَهً وَ لَا عِتْقاً وَ لَا حَجّاً وَ لَا اعْتِمَاراً وَ کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِعَدَدِ أَجْرِ ذَلِکَ أَوْزَاراً وَ مَا بَقِیَ بَعْدَ مَوْتِهِ کَانَ زَادَهُ إِلَى النَّارِ وَ مَنْ قَدَرَ عَلَیْهَا فَتَرَکَهَا مَخَافَهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ دَخَلَ فِی مَحَبَّتِهِ وَ رَحْمَتِهِ وَ یُؤْمَرُ بِهِ إِلَى الْجَنَّهِ»(25) یعنی: و کسی که از راه حرام مالی کسب کند خداوند صدقه و بنده آزاد کردن و حج یا عمره او را قبول نمی کند و به عدد هر یک از ثوابهای این اعمال وزر و سنگینی بر او می نویسد و آنچه که بعد از مرگ او باقی می ماند آتش جهنم او را افزایش می دهد ولی اگر کسی بر مال حرام دست یافت و آن را ترک کرد به خاطر ترس از خدا در محبت خدا و رحمت بی منتهای اوست و امر می شود که به بهشت برود. و نیز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «مَنِ اقْتَطَعَ مَالَ مُؤْمِنٍ غَصْباً بِغَیْرِ حَقِّهِ» لَمْ یَزَلِ اللَّهُ مُعْرِضاً عَنْهُ مَاقِتاً لِأَعْمَالِهِ- الَّتِی یَعْمَلُهَا مِنَ الْبِرِّ وَ الْخَیْرِ- لَا یُثْبِتُهَا فِی حَسَنَاتِهِ- حَتَّى یَتُوبَ وَ یَرُدَّ الْمَالَ الَّذِی أَخَذَهُ إِلَى صَاحِبِهِ»(26) یعنی: «کسی که مال مؤمنی را به حرام و از راه دزدی بگیرد خداوند آنچه را که از اعمال خوب و نیک از او صادر شده قبول نمی کند و آن را در حسنات وی ثبت نمی کند تا اینکه توبه کند و مالی را که از صاحبش دزدیده به او برگرداند».از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند منظور خداوند از این آیه چیست ؟ «وَ لَیَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ».یعنی: «بارهای سنگین خود را بر می دارند و بارهای سنگین دیگری را بر دوش آنها می گذارند» فرمودند: منظور فقیر و بی نوا می باشد. بینوا کسی است که در عرصات قیامت بیاید و حق اشخاصی به گردن او باشد، به این طریق که یک نفر را زده و دیگری را ناسزا گفته حق شخص سومی را ضایع نموده و یا غصب کرده، اگر حسنات و کار خوبی داشته باشد در قبال حقوق مردم از او می گیرند و به صاحبان حقوق می دهند و چنانچه حسناتی نداشته باشد از گناهان کسانی که بر این شخص حقی دارند برداشته می شود و آن گناهان را بر او بار می کنند.

سختی حساب در قیامت

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به سلمان و اباذر یک درهم به هر کدام دادند. سلمان درهم خود را انفاق کرد و به بینوایی داد ولی اباذر صرف در مخارج خانواده خود کرد، روز بعد حضرت دستور داد آتشی افروختند و سنگی را بر روی آن گذارند. همین که سنگ گرم شد و حرارت شعله های آتش در دل آن اثر کرد سلمان و اباذر را پیش خواند و فرمودند هر کدام باید بالای این سنگ بروید و حساب درهم دیروز را بدهید. سلمان بدون درنگ و ترس پای بر سنگ گذاشت و گفت در راه خدا دادم. وقتی که نوبت به ابوذر رسید ترس او را گرفت و از اینکه پای برهنه را روی سنگ بگذارد و تفصیل مصرف درهم را بدهد در تحیّر بود. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: از تو گذشتم زیرا تاب گرمای این سنگ را نداری و حسابت به طول می انجامد ولی بدان صحرای محشر از این سنگ گرم تر است و تابش آفتاب از شعله های فروزان آتش سوزان تر. سعی کن با حساب پاک و دامنی نیالوده به معصیت وارد محشر شوی. (27) روزی امیر المؤمنین علیه السلام در بازار کوفه درب دکان خیاطی ایستاد و به او فرمود: «یَا خَیَّاطُ ثَکِلَتْکَ الثَّوَاکِلُ صَلِّبِ الْخُیُوطَ وَ دَقِّقِ الدُّرُوزَ وَ قَارِبِ الْغَرْزَ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ یَحْشُرُ اللَّهُ الْخَیَّاطَ الْخَائِنَ وَ عَلَیْهِ قَمِیصٌ وَ رِدَاءٌ مِمَّا خَاطَ وَ خَانَ فِیهِ وَ احْذَرُوا السَّقَطَاتِ فَصَاحِبُ الثَّوْبِ أَحَقُّ بِهَا وَ لَا یَتَّخِذْهَا الْأَیَادِی یُطْلَبْ بِهَا الْمُکَافَآتُ».(28) یعنی ای خیاط ! زنان بچه مرده برایت گریه کنند. نخی که با او لباس مردم را می دوزی محکم بتاب و بخیه لباسهای مردم را ریز بزن. به درستی که شنیدم از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله که فرمودند: همانا محشور می شود روز قیامت خیاط خائن در حالی که بر اندام او پوشیده شده پیراهن و عبایی که دارای رنگهای مختلف می باشد زیرا آنها را از ریزه های لباسهای مردم که به صاحبانش داده نشده درست می کنند و به اندام او می پوشانند. پس ای مردم بپرهیزید از ریزهای لباس مردم و اگر چیز قابل توجهی است به صاحبش رد کنید و خود را مبتلا به چنین گرفتاری هایی ننمایید که در قیامت اشیاء مغلوله همراه شما باشد و موجب هلاکت شما شود. ونیز خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً»(29) یعنی در روز قیامت که صور دمیده می شود دسته دسته می آیند. روزی معاذ بن جبل در منزل ابوایوب انصاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله در باره تفسیر این آیه سوال کرد حضرت فرمودند: ای معاذ از امری بس عظیم و دشوار سؤال کردی. سپس چشمان خود را پایین انداخت و فرمود: امت من در ده گروه محشور می شوند و خداوند متعال آنها را از گروه مسلمانان جدا نموده و صورتهای آنها را به شکل حیوان در می آورد. پس بعضی از آنها به صورت میمون محشور می شوند…. تا اینکه فرمود و بعضی از آنها را به پاهایشان آویزان می کنند به طوری که صورتهایشان به طرف زمین باشد و آنها را بر زمین می کشند. تا اینکه فرمود آن کسانی که به صورتهایشان بر روی زمین می کشند کسانی هستند که ربا می خورند. (30) حذیفه یمانی از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که آن حضرت فرمودند: «إِنَّ قَوْماً یَجِیئُونَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ لَهُمْ مِنَ الْحَسَنَاتِ أَمْثَالُ الْجِبَالِ فَیَجْعَلُهَا اللَّهُ هَبَاءً مَنْثُوراً ثُمَّ یُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَى النَّارِ فَقَالَ سَلْمَانُ صِفْهُمْ لَنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ أَمَا إِنَّهُمْ قَدْ کَانُوا یَصُومُونَ وَ یُصَلُّونَ وَ یَأْخُذُونَ أُهْبَهً مِنَ اللَّیْلِ وَ لَکِنَّهُمْ کَانُوا إِذَا عُرِضَ لَهُمْ شَیْءٌ مِنَ الْحَرَامِ وَثَبُوا عَلَیْهِ».(31) یعنی: «همانا مردمی در قیامت محشور می شوند در حالیکه حسنات آنها مانند کوه است ولی خدا آنها را غباری پراکنده می کند و امر می کند که آنها را به آتش بیندازند. سلمان گفت: یا رسول الله وصف آنها را برای ما بگو. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اما آنها روزه می گرفتند و نماز به پا می داشتند و آماده قیام برای نماز شب می شدند ولی هر گاه چیزی از حرام به آنها عرضه می شد با سرعت به طرف آن می رفتند (یعنی به حرکت سریع و یا غلبه بر اشیاء به صورت ظالمانه)».

نامه ای از امام علی علیه السلام به یکی از کارگزاران در مورد بیت المال

و نیز امیر المومنین علیه السلام در نامه ای به یکی از کارگزاران خود که او را بر اثر پیمان شکنی و خوردن بیت المال سرزنش نمودند فرمودند: «أَمَا تُؤْمِنُ بِالْمَعَادِ أَوَ مَا تَخَافُ مِنْ نِقَاشِ الْحِسَابِ أَیُّهَا الْمَعْدُودُ کَانَ عِنْدَنَا مِنْ ذَوِى الْأَلْبَابِ کَیْفَ تُسِیغُ شَرَاباً وَ طَعَاماً أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّکَ تَأْکُلُ حَرَاماً وَ تَشْرَبُ حَرَاماً وَ تَبْتَاعُ الْإِمَاءَ وَ تَنْکِحُ النِّسَاءَ مِنْ مَالِ الْیَتَامَى وَ الْمَسَاکِینِ وَ الْمُؤْمِنِینَ الْمُجَاهِدِینَ الَّذِینَ أَفَاءَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ هَذِهِ الْأَمْوَالَ وَ أَحْرَزَ بِهِمْ هَذِهِ الْبِلَادَ فَاتَّقِ اللَّهَ وَ ارْدُدْ إِلَى هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ أَمْوَالَهُمْ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ ثُمَّ أَمْکَنَنِی اللَّهُ مِنْکَ لَأُعْذِرَنَّ إِلَى اللَّهِ فِیکَ وَ لَأَضْرِبَنَّکَ بِسَیْفِیَ الَّذِی مَا ضَرَبْتُ بِهِ أَحَداً إِلَّا دَخَلَ النَّارَ وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ فَعَلَا مِثْلَ الَّذِی فَعَلْتَ مَا کَانَتْ لَهُمَا عِنْدِی هَوَادَهٌ وَ لَا ظَفِرَا مِنِّی بِإِرَادَهٍ حَتَّى اخُذَ الْحَقَّ مِنْهُمَا وَ أُزِیحَ الْبَاطِلَ عَنْ مَظْلَمَتِهِمَا وَ أُقْسِمُ بِاللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ مَا یَسُرُّنِی أَنَّ مَا أَخَذْتَهُ مِنْ أَمْوَالِهِمْ حَلَالٌ لِی أَتْرُکُهُ مِیرَاثاً لِمَنْ بَعْدِی فَضَحِّ رُوَیْداً فَکَأَنَّکَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدَى وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّرَى وَ عُرِضَتْ عَلَیْکَ أَعْمَالُکَ بِالْمَحَلِّ الَّذِی یُنَادِی الظَّالِمُ فِیهِ بِالْحَسْرَهِ وَ یَتَمَنَّى الْمُضَیِّعُ فِیهِ الرَّجْعَهَ وَ لاتَ حِینَ مَناصٍ». (32)
یعنی: « آیا به معاد ایمان ندارى؟ و از بررسى دقیق حساب روز قیامت نمىترسى؟اى کسى که پیش ما از خردمندان بشمار مىآمدى! چگونه خوردنى و آشامیدنى را در دهان فرو مىبرى در حالى که مىدانى حرام مىخورى، و حرام مىآشامى؟ چگونه با اموال ایتام و مساکین و مؤمنان و مجاهدان راه خدا، کنیز مىخرى و زنان را به همسرى مىگیرى؟ در حالى که مىدانى این اموال را خداوند به آنان بازگرداند، و بوسیله آنان بلاد اسلام را حفظ و نگهدارى نمود؟!!از خدا بترس و اموال اینان را بسویشان بازگردان که اگر این کار را نکنى و خداوند به من امکان دهد وظیفهام را در برابر خدا دربارۀ تو انجام خواهم داد، و با این شمشیرم که هیچکس را با آن نزدم مگر اینکه داخل دوزخ شد بر تو خواهم زد.به خدا سوگند اگر حسن و حسین این کار را کرده بودند هیچ پشتیبانى و هواخواهى از ناحیه من دریافت نمىکردند، و در ارادۀ من اثر نمىگذاردند، تا آنگاه که حق را از آنها بستانم و ستمهاى ناروائى را که انجام دادهاند دور سازم، بخداوندى که پروردگار جهانیان است سوگند اگر (فرضاً) آنچه تو گرفتهاى براى من حلال بود خوشایندم نبود که آن را براى بازماندگانم به ارث گذارم.بنابراین دست نگهدار و اندیشه نما! فکر کن به مرحله آخر زندگى رسیدهاى، در زیر خاکها پنهان شدهاى و اعمالت به تو عرضه شده، در جائى که ستمگر با صداى بلند نداى حسرت سر مىدهد، و کسى که عمر خود را ضایع ساخته درخواست بازگشت مىکند ولى راه فرار و چاره مسدود است!.و نیز رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «مَنْ ظَلَمَ أَجِیراً أَجْرَهُ أَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَهُ وَ حَرَّمَ عَلَیْهِ رِیحَ الْجَنَّهِ وَ رِیحُهَا یُوجَدُ مِنْ خَمْسِمِائَهِ عَامٍ».(33) یعنی: کسی که در مزد کارگر خود ظلم کند خداوند متعال عمل او را از بین می برد و بوی بهشت را بر او حرام می کند و حال انکه از پانصد سال راه بوی بهشت احساس می شود.

خطاب خداوند متعال به حضرت عیسی علیه السلام

و نیز در گفتگوهای خداوند متعال با حضرت عیسی علیه السلام آمده است: «قُلْ لِقَوْمِکَ یَا أَخَا الْمُنْذِرِینَ أَنْ لَا یَدْخُلُوا بَیْتاً مِنْ بُیُوتِی إِلَّا بِقُلُوبٍ طَاهِرَهٍ وَ أَیْدٍ نَقِیَّهٍ وَ أَبْصَارٍ خَاشِعَهٍ فَإِنِّی لَا أَسْمَعُ مِنْ دَاعٍ دَعَانِی- وَ لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِی عِنْدَهُ مَظْلِمَهٌ وَ لَا أَسْتَجِیبُ لَهُ دَعْوَهً وَ لِی قِبَلَهُ حَقٌّ لَمْ یَرُدَّهُ إِلَی» (34) یعنی: «ای عیسی بگو بقوم خود داخل خانه ای از خانه های من نشوید مگر با قلبهای پاک و دستهای پاک و تمیز و با چشم های خاشع به درستی که من نمی شونم دعای کسی را که مرا بخواند و حال آنکه از یکی از بندگان من نزد او مظلمه و یا حقی باشد و دعای آن کسی را که از من بر او حقی باشد وآن حق را ادا نمی کند مستجاب نمی کنم». و نیز رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «مَنْ کَسَبَ مَالًا مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ أَفْقَرَهُ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ». (35) یعنی کسی که مالی را از راه غیر حلال جمع کند خداوند او را فقیر گرداند. حضرت باقر العلوم علیه السّلام فرمودند: «مَا مِن أَحَدٌ یَظْلِمُ بِمَظْلِمَهٍ إِلَّا أَخَذَهُ اللَّهُ بِهَا فِی‏ نَفْسِهِ‏ وَ مَالِهِ- فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَإِذَا تَابَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ».‏(36) یعنی: «هر کس حقی را پایمال کند و یا بر کسی ستم روادارد غیر ممکن است خدا ا ورا واگذارد هم کیفر در مالش می کند و هم در جانش ولی گناهی که بین خود و خدا انجام داده اگر توبه کند خداوند از او می گذرد».امام صادق علیه السلام فرمودند: «مَنِ ارْتَکَبَ أَحَداً بِظُلْمٍ‏- بَعَثَ‏ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهِ مَنْ یَظْلِمُهُ بِمِثْلِهِ- أَوْ عَلَى وُلْدِهِ أَوْ عَلَى عَقِبِهِ مِنْ بَعْدِهِ‏» (37) یعنی: هر کس به شخصی ستم روا دارد خداوند یک نفر را برمی انگیزد که با او همانطور ستم کند و یا بر فرزندش و یا بر بازماندگان از نسلش همان ستم را روا دارد.

تفسیر آیه سوره بقره از امام علی علیه السلام

و نیز امیر المؤمنین علیه السلام در تفسیر آیه: «فَاتَّقُوا النَّارِ الَّتِی‏ وَقُودُهَاالنَّاسُ وَ الْحِجارَه» فرمودند: «یَا مَعَاشِرَ شِیعَتِنَا اتَّقُوا اللَّهَ – وَ احْذَرُوا أَنْ تَکُونُوا لِتِلْکَ النَّارِ حَطَباً – وَ إِنْ لَمْ تَکُونُوا بِاللَّهِ کَافِرِینَ- فَتَوَقَّوْهَا بِتَوَقِّی ظُلْمِ إِخْوَانِکُمُ الْمُؤْمِنِینَ- وَ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ مُؤْمِنٍ ظَلَمَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ- الْمُشَارِکَ لَهُ فِی مُوَالاتِنَا- إِلَّا ثَقَّلَ اللَّهُ فِی تِلْکَ النَّارِ سَلَاسِلَهُ وَ أَغْلَالَهُ- وَ لَنْ یَکُفَّهُ مِنْهَا إِلَّا شَفَاعَتُنَا- وَ لَنْ نَشْفَعَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى- إِلَّا بَعْدَ أَنْ نَشْفَعَ لَهُ فِی أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ- فَإِنْ عَفَا شَفَعْنَا وَ إِلَّا طَالَ فِی النَّارِ مَکْثُه».(38) یعنی: ای شیعیان و پیروان ما بپرهیزید و بترسید از اینکه شما برای چنین آتشی هیزم باشید اگر چه کافر به خدا نیستید خود را از این آتش به ستم نکردن به برادران دینی نگه دارید هر یک از شما به برادر خود که با او در دوستی ما شرکت دارد ستمی روا دارد خداوند در میان همین آتش زنجیر و غل او را سنگین می نماید و هیچ چیز او را نجات نخواهدداد مگر شفاعت ما و ما هرگز شفاعت نمی کنیم پیش خدا مگر بعد از اینکه واسطه شویم پیش آن برادرش اگر او گذشت و بخشید شفاعت می کنیم و الا درنگ و مکث او در آتش زیاد خواهد شد. و نیز از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: «فَمَنْ نَالَ مِنْ رَجُلٍ شَیْئاً مِنْ عِرْضٍ أَوْ مَالٍ وَجَبَ عَلَیْهِ الِاسْتِحْلَالُ مِنْ ذَلِکَ وَ الِانْفِصَالُ مِنْ کُلِّ مَا کَانَ مِنْهُ إِلَیْهِ وَ إِنْ کَانَ قَدْ مَاتَ فَلْیَتَنَصَّلْ مِنَ الْمَالِ إِلَى وَرَثَتِهِ وَ لْیَتُبْ إِلَى اللَّهِ مِمَّا أَتَى إِلَیْهِ حَتَّى یَطَّلِعَ عَلَیْهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالنَّدَمِ وَ التَّوْبَهِ وَ الِانْفِصَالِ».(39) یعنی: «هر کس ضرر آبرویی یا مالی بر کسی وارد کند، بر او واجب و لازم است که از او طلب گذشت و حلالیت کند و ذمه خود را بری کند از آن ظلمی که در حق او روا داشته و هر گاه صاحب حق مرده باشد برائت و آزادی ذمه اش به این است که مال را به ورثه او بدهد و نیز توبه کند از آنچه کرده و واقعا از آن کارپشیمان شود.ابوبصیر می گوید شنیدم که امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصاد».(40) فرمودند: «یَقُولُ مَنْ أَکَلَ مَالَ أَخِیهِ ظُلْماً وَ لَمْ یَرُدَّهُ إِلَیْهِ- أَکَلَ جَذْوَهً مِنَ النَّارِ یَوْمَ الْقِیَامَه».(41) یعنی: «هر کس از روی ظلم مال برادرش را بخورد و به او برنگرداند، (در حقیقت) پاره ای افروخته از آتش را در روز قیامت خورده است». و نیز امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند: «بِئْسَ‏ الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ الْعُدْوَان‏»یعنی: چه بد توشه ای است برای روز قیامت، تجاوز بر حقوق بندگان خدا(42)

مال حلال مخلوط به حرام

اگر مال حلال با مال حرام به طوری مخلوط شود که انسان نتواند آنها را از یکدیگر تشخیص دهد و صاحب مال حرام و مقدار آن هیچکدام معلوم نباشد، باید خمس تمام مال را بدهد و بعد از دادن خمس بقیه مال حلال می شود. کسی که از خمس درهمی را منع کند از گروه ظالمین و غصب کنندگان حقوق مستحقین خمس حساب می شود.«اگر مال حلال با مال حرام مخلوط شود و انسان مقدار حرام را بداند ولی صاحبش را نشناسد، باید آن مقدار را به نیت صاحبش صدقه بدهد و احتیاط واجب آن است که از حاکم شرع هم اذن بگیرد».(43) امام صادق علیه السلام فرمودند: «ثَلَاثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ زَوَّجَهُ اللَّهُ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ کَیْفَ شَاءَ کَظْمُ الْغَیْظِ وَ الصَّبْرُ عَلَى‏ السُّیُوفِ‏ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَجُلٌ أَشْرَفَ عَلَى مَالٍ حَرَامٍ فَتَرَکَهُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏».(44) یعنی: سه صفت است که در هر کس باشد خداوند عز وجل حورالعین را به تزویج او در می آورد: 1. خشم خود را فرو نشاند. 2. در راه خدا مقابل شمشیر صبر کند 3. بر مال حرامی که به دستش افتاده طمع نکند.

فصل دوم: مفاسد لقمه و غذای حرام

شامل احادیث ائمه اطهار علیهم السلام و چند داستان آموزنده
خوردن مال مسلمان و یا کافری که اسلام مال وی را محترم دانسته است بدون اجازه آنان و یقین نداشتن با رضایت آنها بدون شک حرام است. امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق می فرمایند: «وَ أَمَّا حَقُ‏ بَطْنِکَ‏ فَأَنْ لَا تَجْعَلَهُ وِعَاءً لِقَلِیلٍ مِنَ الْحَرَامِ وَ لَا لِکَثِیرٍ وَ أَنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِی الْحَلَالِ وَ لَا تُخْرِجَهُ مِنْ حَدِّ التَّقْوِیَهِ إِلَى حَدِّ التَّهْوِینِ وَ ذَهَابِ الْمُرُوَّهِ وَ ضَبْطُهُ إِذَا هَمَّ بِالْجُوعِ وَ الظَّمَإِ فَإِنَّ الشِّبَعَ الْمُنْتَهِیَ بِصَاحِبِهِ إِلَى التُّخَمِ مَکْسَلَهٌ وَ مَثْبَطَهٌ وَ مَقْطَعَهٌ عَنْ کُلِّ بِرٍّ وَ کَرَمٍ وَ إِنَّ الرَّیَّ الْمُنْتَهِیَ بِصَاحِبِهِ إِلَى السُّکْرِ مَسْخَفَهٌ وَ مَجْهَلَهٌ وَ مَذْهَبَهٌ لِلْمُرُوَّه».(45) یعنی: «و اما حق شکم این است که آن را ظرف حرام، کم یا زیاد نکنی، در حلال نیز میانه روی نمایی و از حد تقویت به حد سستی و ناجوانمردیش نکشانی، هنگام احساس گرسنگی و تشنگی بر آن مسلط باشی که سیری تا حد شکم خوارگی مایه کسالت، کندکاری و بازشدن از هر خیر وکرامتی است و آب خوردن تا آنجا که شکم مالامال شود حماقت و جهالت آرد ومردانگی ر اببرد». امیرالمؤمنین علیه السلام در مورد اجتناب از غذای شبهه ناک فرمودند:«وَ لَا تُدْخِلُوا بُطُونَکُمْ لُعَقَ الْحَرَامِ فَإِنَّکُمْ بِعَیْنِ مَنْ حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَعْصِیَهَ وَ سَهَّلَ لَکُمْ سُبُلَ الطَّاعَه»(46) یعنی: «و لقمه های حرام را هر چند اندک باشد در شکمهایتان داخل نکنید زیرا در نظر خداوندی هستید که گناه را بر شما حرام نموده است و راه اطاعت و بندگی را برایتان آسان نموده (و در هیچ یک از احکام بر شما سخت نگرفته) است».

سفارش امیرالمؤمنین علیه السلام به عثمان بن حنیف

و نیز در نامه دیگری خطاب به عثمان بن حنیف که کارگزار آن حضرت در بصره بود فرمودند: «فَانْظُرْ إِلَى مَا تَقْضَمُهُ‏ مِنْ هَذَا الْمَقْضَمِ فَمَا اشْتَبَهَ عَلَیْکَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ‏ وَ مَا أَیْقَنْتَ بِطِیبِ وَجْهِهِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْه‏».(47) یعنی: «پس نظر کن به آنچه دندان بر آن می نهی از این خوردنی ها، و چیزی را که بر تو آشکار نیست (نمی دانی حلال است یا حرام ) دور بیفکن و از آن بپرهیز و آنچه را که به پاکی راه های به دست آوردن آن دانایی ( و میدانی از راه حلال و درستکاری به دست آمده ) بخور».و در ادامه همان نامه فرمودند: «فَمَا خُلِقْتُ لِیَشْغَلَنِی أَکْلُ الطَّیِّبَاتِ کَالْبَهِیمَهِ الْمَرْبُوطَهِ هَمُّهَا عَلَفُهَا أَوِ الْمُرْسَلَهِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا تَکْتَرِشُ مِنْ أَعْلَافِهَا وَ تَلْهُو عَمَّا یُرَادُ بِهَا أَوْ أُتْرَکَ سُدًى أَوْ أُهْمَلَ عَابِثاً أَوْ أَجُرَّ حَبْلَ الضَّلَالَهِ أَوْ أَعْتَسِفَ طَرِیقَ الْمَتَاهَهِ». یعنی: «پسآفریده نشده‏ام که غذاهاى لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پروارى که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده خود بى خبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند؟ آیا مرا به بازى گرفته‏اند؟ آیا ریسمان گمراهى در دست گیرم؟ و یا در راه سرگردانى قدم بگذارم‏».به راستی این امیر المومنین علیه السلام است که این جملات را به خود نسبت می دهد؟ پیدا است که آن بزرگوار با این بیان قصد آگاهی و بیدار سازی ما را دارند. که ما برای این آفریده نشده ایم که مانند حیوانی که وقتی رها می شود هر چیزی که قابل جویدن باشد را جمع کرده و می خورد، زمین را صاف می کند و هیچ توجهی به حلال و حرام آن ندارد بلکه هر چه پیدا کرد و مطابق میلش بود می خورد. همچنین امیرالمؤمنین علیه السلام در مورد اهمیت توقف در برابر شبهات فرمودند: «وَ لَا وَرَعَ کَالْوُقُوفِ‏ عِنْدَ الشُّبْهَهِ وَ لَا زُهْدَ کَالزُّهْدِ فِی الْحَرَامِ ».یعنی: و هیچ اجتناب و دوری چون توقف در برابر شبهات نیست و هیچ زهد و پارسایی همچون بی رغبتی در حرام نیست. (48) امام صادق علیه السلام فرمودند: امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند:«لَیْسَ‏ بِوَلِیٍ‏ لِی‏ مَنْ أَکَلَ مَالَ مُؤْمِنٍ حَرَاما».یعنی: دوست من نیست کسی که مال مؤمنی را از روی حرام بخورد».(49) و حذیفه از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده که فرمودند: « أِنَّ قَوْماً یَجِیئُونَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ لَهُمْ مِنَ الْحَسَنَاتِ أَمْثَالُ الْجِبَالِ فَیَجْعَلُهَا اللَّهُ هَباءً مَنْثُوراً ثُمَّ یُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَى النَّارِ فَقَالَ سَلْمَانُ صِفْهُمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ أَمَا إِنَّهُمْ قَدْ کَانُوا یَصُومُونَ وَ یُصَلُّونَ وَ یَأْخُذُونَ أُهْبَهً مِنَ اللَّیْلِ وَ لَکِنَّهُمْ کَانُوا إِذَا عُرِضَ لَهُمْ شَیْ‏ءٌ مِنَ الْحَرَامِ وَثَبُوا عَلَیْه‏ ».(50) یعنی: «روز قیامت اقوامی وارد محشر می شوند که اعمال حسنه آنها به اندازه کوهها است ولی خداوند متعال همه آن اعمال را مانند غباری ناچیز می شماردسپس امر می شود آنها را به سوی آتش ببرند. جناب سلمان سؤال کرد: یا رسول الله!آنها کیانند؟ حضرت فرمودند: آنها روزه می گرفتند و نماز هم می خواندند و پاره ای از شب را نیز به عبادت مشغول بودند و لکن هر گاه متاعی از دنیا بر آنها عرضه می شد خود را بر روی آن می افکندند یعنی رعایت جهت حلال و حرام آن را نمی کردند». و نیز رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «الْعِبَادَهُ مَعَ‏ أَکْلِ‏ الْحَرَامِ کَالْبِنَاءِ عَلَى الرَّمْل».‏ (51) یعنی «عبادت خداوند متعال در صورتی که با خوردن مال حرام همراه باشد مانند بنایی است که روی ماسه بنا گردد».روزی امیرالمؤمنین علیه السلام مقداری خرمای بسیار نامرغوب خوردند و پس از آنکه مقداری آب آشامیدند با دست مبارک خود بر شکم زده و فرمودند: «مَنْ أَدْخَلَ بَطْنَهُ النَّارَ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ ».یعنی:« هر کس وارد شکم خود آتش (یعنی مال حرام ) وارد نماید خداوند او را از رحمت خود دور می گرداند. (52)

داستانی در مورد آثار دوری از غذای حرام

در احوالات عبدالله مبارک می گویند: پدرش باغبان بود روزی صاحب باغ وارد باغ شد و به او گفت: فورا مقداری انار شیرین بیاور تا بخوریم. مبارک چند انار آورد و صاحب باغ آنها را چشید و گفت ترش است برو انار شیرین بیاور. مبارک چند نوبت رفت و انار آورد ولی صاحب باغ بعد از چشیدن گفت: اینها ترش است برو انار شیرین بیاور.بالأخره صاحب باغ ناراحت شد و رو به مبارک کرده و گفت تو هنوز بعد از این مدت که در باغ هستی انار ترش را از شیرین تمیز نمی دهی ؟ مبارک در جواب گفت: درست است که من مدتی است که در این باغ هستم ولی هنوز ازا انار این باغ نخورده ام که بدانم کدام درخت ترش و کدام شیرین است چون در این باغ شما فقط نگهبانی و آبیاری باغ را به عهده من واگذار کرده ای و من از شما اجازه نگرفته بودم که از میوه های باغ استفاده کنم. صاحب باغ تعجب کرد و او را امتحان کرد وقتی به درستی گفتار مبارک پی برد به او علاقه پیدا کرد و دختر خود را نیز به ازدواج او درآورد و بر اثر پاکی و صداقتش خداوند فرزندی به او عطا نمود که بعدها به خواجه عبدالله انصاری معروف شد.

داستانی در مورد لقمه شبهه ناک و ترک نماز شب

خطیب توانا حجه الاسلام سید محسن میرباقری به نقل از مرحوم حاج میرزا علی محدث زاده فرزند محدث خبیر حاج شیخ عباس قمی رحمه الله می گوید: پدرم (مرحوم حاج شیخ عباس قمی ) می فرمود: یک سال از قم برای امری به همدان مسافرت کردم و در آنجا میهمان یکی از معتمدین بودم، شبی صاحب منزل گفت امشب در منزل شخصی از آشنایان برای شام میهمان هستم و از من خواهش کرد که من هم همراه او بروم وقتی دید من قبول نکردم اصرار کرد که آمدن شما برای من و آبروی من خوب است و بالاخره مرا در محذور قرار داده و با خود به میهمانی برد. آن شب در آن مجلس شام را خوردم. فردا صبح بر خلاف همیشه که به راحتی برای نماز شب برمی خاستم موقعی از خواب بیدار شدم که چیزی به طلوع آفتاب نمانده بود با عجله وضو گرفته و نماز صبح را خواندم و پس از نماز به فکر فرو رفتم که چه شد که دیشب از فیض نماز شب محروم ماندم ؟ هر چه فکر کردم سببی برای محرومیت از نماز شب جز شام شب گذشته سبب دیگری پیدا نکردم. هنگامی که صاحب منزل آمد از او پرسیدم کسی که دیشب برای میهمانی به منزلش رفتیم چه شغلی دارد؟ گفت: او بعد از ظهرها در یک بانک کار می کند من ناراحت شدم و از اینکه تحقیق نکرده سر سفره آن شخص حاضر شدم ( چون در آن زمان یکی از اصلی ترین فعالیتهای بانکها ربا بود).

چند حدیث ازمعصومین علیهم السلام

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «اَلجَنَّهُ مُحَرَّمَهٌ عَلى جَسَدٍ غَذَی بِالحَرَامِ».(53) یعنی:«بهشت حرام است بر بدنی که از غذای حرام تغذیه نماید»و نیز فرمودند: «لاَ یَشُمُّ رِیحَ الجَنًهَ جَسَدٌ نَبَتَ عَلَى الحَرَامِ».(54) یعنی: «بدنی که بر آن گوشت حرام روییده باشد بوی بهشت را استشمام نمی کند».و نیز امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند«لَیسَ مِن شِیعَتِی مَن أَکَلَ مَالَ المُؤمِنِ حَراماً».(55) یعنی: «از شیعیان من نیست کسی که مال مؤمنی را به حرام بخورد»و نیز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «تَرْکُ لُقْمَهِ حَرَامٍ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنْ صَلَاهِ أَلْفَیْ رَکْعَهٍ تَطَوُّعا».(56) یعنی: «ترک کردن یک لقمه حرام در نزد خدا بهتر است از دو هزار رکعت نماز مستحبی»و نیز امام صادق علیه السلام فرمودند: «یَقُولُ مَنْ أَکَلَ مَالَ أَخِیهِ ظُلْماً وَ لَمْ یَرُدَّهُ إِلَیْهِ أَکَلَ جَذْوَهً مِنَ النَّارِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ».(57) یعنی: «هر کس مال برادر مؤمن خود را از روی ظلم بخورد و به او برنگرداند روز قیامت قطعه ای از آتش را خواهد خورد».و نیز امام صادق علیه السلام فرمودند: «إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یُسْتَجَابَ لَهُ فَلْیُطَیِّبْ کَسْبَهُ وَ لْیَخْرُجْ مِنْ مَظَالِمِ النَّاسِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَا یُرْفَعُ إِلَیْهِ دُعَاءُ عَبْدٍ وَ فِی بَطْنِهِ حَرَامٌ أَوْ عِنْدَهُ مَظْلِمَهٌ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ».(58) یعنی: «هر گاه یکی از شما خواست دعایش مستجاب شود پس کسب و کار خود را پاکیزه کند و باید مظالم و حقوق مردم را از مالش خارج کند و خداوند متعال دعای هیچ بنده ای را مستجاب نمی کند در حالی که در شکم او لقمه حرامی باشد و یا مظلمه وحقی از مردم نزد او باشد».و نیز از حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمودند: «مَنْ أَکَلَ لُقْمَهَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاهٌ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً وَ لَمْ تُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَهٌ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً وَ کُلُّ لَحْمٍ یُنْبِتُهُ الْحَرَامُ فَالنَّارُ أَوْلَى بِهِ وَ إِنَّ اللُّقْمَهَ الْوَاحِدَهَ تُنْبِتُ اللَّحْمَ».(59) یعنی: «هر کس لقمه حرامی بخورد تا چهل شب نماز او قبول نمی شود و تا چهل روز دعای او مستجاب نمی شود و هر گوشتی که از حرام بربدن بروید آتش بر آن بدن سزاوار است و یک لقمه نیز بر بدن گوشت می رویاند».توضیح اینکه: شاید منظور حضرت از اینکه فرمودند: «یک لقمه نیز بر بدن گوشت می رویاند» این باشد که از یک لقمه حرام هم که به نظر انسان ناچیز می آید باید پرهیز کند و نباید آن را ناچیز و کوچک بشمارد چرا که همان یک لقمه نیز به اندازه خود آثار خود را در انسان می گذارد.

***********************************************

در خبر است که در زمان بنی اسرائیل هفت سال متوالی قحطی آشکار شد و کار بدانجا رسید که استخوان و مردار و فضولات داخل مزبله ها را می خوردند و حتی گوشت بدن همدیگر را هم می خوردندو در کوهها به تضرع و زاری پرداخته و از خداوند متعال طلب باران می کردند. تا اینکه ازسوی خداوند متعال به پیامبر آن زمان وحی رسید که به آنها بگو چرا دست خود را به جانب من بلند می سازید و دعا می کنید در حالی که آنچه حرام گردانیده ام خورده اید و شکم خود را از حرام مملو ساخته اید الحال غضبم بر ایشان شدت یافته و رحمت من شامل حال شما نمی شود مگر اینکه از حرام دوری کنید و اگرآن قدر به درگاه من تضرع کنید و پاهای خود بر زمین بکوبید که از راه رفتن باز بمانید و دستهای خود را آنقدر به دعا بلند سازید که به آسمان برسد و آن قدر دعا کنید که زبانهایتان کند شود و آنقدر گریه کنید که نهرها از چشم شما جاری شود دعای شما را مستجاب نمی کنم و رحمت و شفقتم شامل حال شما نمی شود مگر آنکه مال مردم را به صاحبانشان تسلیم کنید.پس آنها شروع به پرداختن حقوق مردم کردند و به انصاف و ترحم به همدیگر روی آوردند تا اینکه ابرهای رحمت الهی بر ایشان بارید و آن قدر باران رحمت الهی بر آنها نازل شده که مزارع و صحراهای آنها سیراب شد و زمینهای آنها سرسبز و خرم گشته و از قحطی نجات یافتند. (60) امام باقر علیه السلام فرمودند: رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجه الوداع خطاب به مردم فرمودند: «وَ لَا یَحْمِلَنَّکُمُ اسْتِبْطَاءُ شَیْ‏ءٍ مِنَ الرِّزْقِ أَنْ تَطْلُبُوهُ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ مَعْصِیَهِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى قَسَمَ الْأَرْزَاقَ بَیْنَ خَلْقِهِ حَلَالًا وَ لَمْ یَقْسِمْهَا حَرَاماً فَمَنِ اتَّقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَبَرَ أَتَاهُ اللَّهُ بِرِزْقِهِ مِنْ حِلِّهِ وَ مَنْ هَتَکَ حِجَابَ السِّتْرِ وَ عَجَّلَ فَأَخَذَهُ مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ قُصَّ بِهِ مِنْ رِزْقِهِ الْحَلَالِ وَ حُوسِبَ عَلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ».(61) یعنی: «ای مردم مبادا تنگی رزق و روزی شما را وادار کند که آن را از راه معصیت و گناه فراهم کنید چرا که خداوند متعال روزی ها را بین خلق خودش به صورت حلال تقسیم کرده و هرگز آن را به حرام تقسیم نکرده پس هر کس تقوای الهی پیشه کند و صبر کند بر تنگدستی خداوند متعال از روزی های حلال خود او را روزی دهد و هر کس پرده اطاعت الهی را پاره کند (و روی به گناه و حرام بیاورد) و آن را زودتر از موعد الهی از راه حرام به دست آورد هم از روزی حلالش کم می شود و هم روز قیامت بر آن حساب پس خواهد داد».
رزقش را با دست خود حرام کرد
روزی امیر المؤمنین علیه السلام درب مسجد از اسب پیاده شده و آن را به شخصی سپرده و وارد مسجد شدند. آن شخص لجام اسب را برداشته و اسب را رها کرده و فرار کرد. هنگامی که امیرالمؤمنین علیه السلام از مسجد بیرون آمدند و اسب را بدون لجام رها شده دیدند دو درهم به غلام خود داده و فرمودند: برو و یک لجام (افسار) برای اسب خریداری کن. غلام رفت و لجامی خریده و خدمت حضرت آورد. هنگامی که حضرت لجام را دیدند فرمودند: این همان لجام اسب خودم است. معلوم شد آن شخص لجام اسب را پس از دزدیدن به بازار برده و فروخته است. سپس حضرت فرمودند: «همانا بنده رزق و روزی خود را با شتاب کردن و صبر نکردن حرام می کند در حالی که بیش از آنچه مقدرش بوده به دست نیاورده است.» (62)

حدیث قدسی

و نیز در حدیث قدسی آمده است که خداوند متعال می فرماید: «از تو درخواست و تقاضا نمودن است و از من اجابت و دعای هیچ کس از من محجوب نمی ماند مگر دعای حرام خواران». و نیز از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله روایت شده که فرمودند: «هر کس دوست دارد دعا و درخواستش به هدف اجابت برسد باید خوراک و کسب خود را از حرام پاک سازد و نگهداری کند و نگذارد لقمه حرام از گلویش فرو رود». امام صادق علیه السلام فرمودند: «کسی که آرزو دارد مستجاب الدعوه باشد باید کسبش را از حرام پاکیزه کند و نیز فرمودند ترک لقمه حرام نزد خدا محبوب تر از هزار رکعت نماز مستحبی است».و نیز رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «حُرْمَهُ مَالِ الْمُسْلِمِ کَحُرْمَهِ دَمِهِ»(63) یعنی: «حرمت مال مؤمن همچون خون او است ». کنایه از این که کسی که به مال برادر مؤمن خود تجاوز کند گویا خون او را بر زمین ریخته است. و نیز امام رضا علیه السلام فرمودند: «اعْلَمْ یَرْحَمُکَ اللَّهُ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَمْ یُبِحْ أَکْلًا وَ لَا شُرْباً إِلَّا لِمَا فِیهِ الْمَنْفَعَهُ وَ الصَّلَاحُ وَ لَمْ یُحَرِّمْ إِلَّا مَا فِیهِ الضَّرَرُ وَ التَّلَفُ وَ الْفَسَاد».(64) یعنی: «خداوند هیچ خوردنی و آشامیدنی را حلال نکرده است مگر آنکه نفع و صلاح بشر در آن بوده و هیچ یک را حرام نکرده است مگر آنکه مایه زیان و مرگ و فساد است».و نیز امام صادق علیه السلام به نقل از جد بزرگوار خود رسول خداصلی الله علیه و آله فرمودند: «أَزْهَدُ النَّاسِ مَنِ اجْتَنَبَ الْحَرَامَ».(65) یعنی: «زاهد ترین مردم کسی است که از محرمات الهی پرهیز نماید.»امام صادق علیه السلام فرمودند: «خوراک بنده مؤمن در دنیا خوراک مضطرین است و با وجود اینها همه باید طالب نجات مأیوس نباشد از تحصیل حلال و دست و شکم خود را به هر غذایی نیالاید».رسول خدا صلی الله علیه و آله در وصایای خود به امیر المومنین علیه السلام فرمودند: «یَا عَلِیُّ وَ أَکلُ الحَرَامِ‏ یَطرُدُ الإِیمَانَ».(66) یعنی ای علی خوردن مال حرام ایمان را از انسان دور می کند.

خوردن خون، مال یتیم و شراب

دیگر از مصادیق خوردن مال حرام خوردن خون و مال یتیم و شراب است که در روایات مذمت بسیاری درباره این موارد وارد شده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «إِذَا وَقَعَتِ اللُّقْمَهُ مِنْ حَرَامٍ فِی جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ کُلُّ مَلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا دَامَتِ اللُّقْمَهُ فِی جَوْفِهِ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ مَنْ أَکَلَ اللُّقْمَهَ مِنَ الْحَرَامِ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ فَإِنْ تَابَ تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ إِنْ مَاتَ فَالنَّارُ أَوْلَى بِهِ». (67) یعنی: «هنگامی که لقمه حرامی در شکم بنده ای واقع شود همه ملائکه زمین و آسمانها او را لعنت می کنند و تا زمانی که آن لقمه در داخل شکم اوست خداوند متعال نظر رحمت به او نمی افکند و هر کس لقمه حرامی را بخورد پس گویا غضب خداوند متعال را بر خود مباح نموده پس اگر توبه کند خدا او را می بخشد و اگر در همان حال بمیرد آتش سزاوار او خواهد بود».

اجتناب از غذای مضرّ

و نیز امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «مَا لِی أَرَى النَّاسَ إِذَا قَرُبَ إِلَیهِمُ الطَّعَامُ لَیلاً تَکَلَّفُوا إِنَارَهَ المَصَابِیحِ لِیَبصُرُوا مَا یَدخُلُونَ بُطُونَهُم وَ لاَ یَهتَمُّونَ بِغَذَاءِ النَّفسِ بِأَن یُنِیرُوا مَصَابیِحَ أَلبَابِهِم بِالعِلمِ لِیَسلِمُوا مَن لَوَاحِقِ الجَهَالَهِ وَ الذُّنُوبِ فِی اعتِقَادَاتِهِم وَ أَعمَالِهِم».(68) یعنی: «نمی دانم چرا مردم موقع غذا خوردن در شب چراغ روشن می کنند تا با چشم خود ببینند چه طعامی می خورند ولی در تغذیه روح و روان خود اهمیتی نمی دهند که چراغ عقل را با شعله علم روشن کنند تا از غذای آلوده مصون بمانند و دچار عوارض نادانی و گناه در عقاید و اعمال خود نشوند».و نیز رسول خدا صلی الله علیه واله فرمودند: «إِنَّ أَحَدَکُمْ لَیَرْفَعُ یَدَیْهِ إِلَى السَّمَاءِ فَیَقُولُ یَا رَبِّ یَا رَبِّ وَ مَطْعَمُهُ حَرَامٌ وَ مَلْبَسُهُ حَرَامٌ فَأَیُّ دُعَاءٍ یُسْتَجَابُ لِهَذَا وَ أَیُّ عَمَلٍ یُقْبَلُ مِنْهُ وَ هُوَ یُنْفِقُ مِنْ غَیْرِ حِلٍّ إِنْ حَجَّ حَجَّ حَرَاماً وَ إِنْ تَصَدَّقَ تَصَدَّقَ بِحَرَامٍ وَ إِنْ تَزَوَّجَ‏ تَزَوَّجَ‏ بِحَرَامٍ وَ إِنْ صَامَ أَفْطَرَ عَلَى حَرَامٍ فَیَا وَیْحَهُ مَا عَلِمَ أَنَّ اللَّهَ طَیِّبٌ لَا یَقْبَلُ إِلاَّ الطَّیِّبَ وَ قَدْ قَالَ فِی کِتَابِهِ‏ إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِین‏».(69) یعنی: «همانا یکی از شما دستهای خود را به طرف آسمان بلند نموده و می گوید: یا رب یا رب در حالی که غذای او حرام است و لباس او نیز حرام است با این حال کجا دعای او مستجاب می شود ؟ اگر صدقه بدهد از مال حرام است و اگر حج برود سفر حرام رفته و اگر صدقه بدهد با مال حرام صدقه داده و اگر ازدواج کند با مال حرام ازدواج کرده و اگر روزه بگیرد با مال حرام افطار نموده.

فصل سوم: انفاق از مال حرام

شامل احادیث و روایات و سخنان امام علی علیه السلام از نهج البلاغه
همانگونه که باغبان و کشاورز هنگام کشت و زرع سعی دارند که هسته و دانه ای را که می کارند دارای مغز و سالم باشد تا بتواند محصول شایسته از آن برداشت کند در مورد انفاق هم انسان باید سعی کند انفاق از مال حلال و طیب باشد زیرا انفاق از مال حرام مانند بذر پوک و بی مغز است که چنین بذری هرگز حصال نخواهد داشت بلکه انفاق از مال حرام دو عقاب و کیفر دارد یکی برای اصل کسب حرام و دوم بازخواست این که چرا مال را در حرام صرف کردی؟

فرمایش امام سجاد علیه السلام در مورد انفاق مال

امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق خود در مورد انفاق مال می فرمایند:«وَ أَمَّا حَقُ‏ الْمَالِ‏ فَأَنْ لَا تَأْخُذَهُ إِلَّا مِنْ حِلِّهِ- وَ لَا تُنْفِقَهُ إِلَّا فِی حِلِّهِ- وَ لَا تُحَرِّفَهُ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَ لَا تَصْرِفَهُ عَنْ حَقَائِقِهِ- وَ لَا تَجْعَلَهُ إِذَا کَانَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْهِ وَ سَبَباً إِلَى اللَّهِ- وَ لَا تُؤْثِرَ بِهِ عَلَى نَفْسِکَ مَنْ لَعَلَّهُ لَا یَحْمَدُکَ- وَ بِالْحَرِیِّ أَنْ لَا یُحْسِنَ خِلَافَتَکَ فِی‏تَرِکَتِکَ- وَ لَا یَعْمَلَ فِیهِ بِطَاعَهِ رَبِّکَ فَتَکُونَ مُعِیناً لَهُ عَلَى ذَلِکَ- أَوْ بِمَا أَحْدَثَ فِی مَالِکَ- أَحْسَنَ نَظَراً لِنَفْسِهِ فَیَعْمَلُ بِطَاعَهِ رَبِّهِ- فَیَذْهَبُ بِالْغَنِیمَهِ- وَ تَبُوءُ بِالْإِثْمِ وَ الْحَسْرَهِ وَ النَّدَامَهِ مَعَ التَّبِعَهِ».(70) یعنی: «و اما حق مال این است که آن را از راه حرام به دست نیاوری و در راه حرام صرف نکنی، از جای لازم دریغ ننمایی و در جای غیر لازم خرج ننمایی، و در صورتی که مال خداست جز به راه خدا مصرف نکنی، آن کس را که ممکن است تو را نستاید و قدر زحماتت را نشناسد (یعنی وارث) بر خود مقدم نداری که البته پس از تو نیز در اموالت جانشنین خوبی نخواهد بود، و آن ها را به راه اطاعت خدای تو مصرف نخواهد کرد، در نتیجه تو خود او را بر این تصرفات ناروا در مالت کمک کرده ای، و چنانچه وارث به حال خود بیندیشد (دلسوز خویش باشد) و میراث تو را در طاعت خدا صرف کند، غنیمت را بر دو گناه حسرت، پشیمانی و کیفر گریبان تو را گیرد».حضرت موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: «انَّ الحَرامَ لاَ یَنمِی وَ اِن نَمی لاَ یُبَارَکُ لَهُ فِیهِ وَ مَا اَنفَقَهُ لَم یُؤجَر عَلَیهِ وَ مَا خَلَّفَهُ کَانَ زَادُهُ اِلَی النَّارِ».(71) یعنی: «مال حرام زیاد نمی شود و اگر هم زیاد شود در آن برکت نخواهد بود و اگر انفاق شود هیچ اجری ندارد و آنچه به جای بگذارد توشه اوست به سوی آتش».
تبدیل آبهای اندک به سیل:
شیرفروشی آب در میان شیر میکرد و می فروخت، روزی سیل آمد و تمام گوسفندان او را ربود، از نابود شدن گوسفندانش گریه می کرد و در حال گریه می گفت: «اِجتَمَعَت تِلکَ القَطَرَاتُ فَصَارَت سَیلاً» یعنی: قطره ها را جمع کردم تا به صورت سیل در آمد.(72) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «إِنَّ اللهَ تَعَالَى طَیِّبٌ لاَ یَقبَلُ إِلاَّ الطَّیِّبَ‏».«همانا خداوند تعالی پاکیزه و طاهر است و قبول نمی کند مگر پاکیزه را».

انفاق از بیت المال

امیر المؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه در نامه ای خطاب به مصقله بن هبیره الشیبانی فرمودند: «بَلَغَنِی‏ عَنْکَ‏ أَمْرٌ إِنْ کُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ إِلَهَکَ وَ عَصَیْتَ إِمَامَکَ أَنَّکَ تَقْسِمُ فَیْ‏ءَ الْمُسْلِمِینَ الَّذِی حَازَتْهُ رِمَاحُهُمْ وَ خُیُولُهُمْ وَ أُرِیقَتْ عَلَیْهِ دِمَاؤُهُمْ فِیمَنِ اعْتَامَکَ مِنْ أَعْرَابِ قَوْمِکَ فَوَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّهَ وَ بَرَأَ النَّسَمَهَ لَئِنْ کَانَ ذَلِکَ حَقّاً لَتَجِدَنَّ لَکَ عَلَیَّ هَوَاناً وَ لَتَخِفَّنَّ عِنْدِی مِیزَاناً فَلَا تَسْتَهِنْ بِحَقِّ رَبِّکَ وَ لَا تُصْلِحْ دُنْیَاکَ بِمَحْقِ دِینِکَ فَتَکُونَ مِنَ الْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا أَلَا وَ إِنَّ حَقَّ مَنْ قِبَلَکَ وَ قِبَلَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ فِی قِسْمَهِ هَذَا الْفَیْ‏ءِ سَوَاءٌ یَرِدُونَ عِنْدِی عَلَیْهِ وَ یَصْدُرُونَ عَنْهُ».(73) یعنی: «به من خبری از تو رسیده که اگر تو انجام داده باشی خدای خود را به خشم آورده ای و امام پیشوایت را غضبناک ساخته ای (شنیده ام ) اموال مسلمانها را که نیزه و اسبهایشان آن را گرد آورده و خونهایشان بر سر آن ریخته شده در بین عربهای خویشاوند خود که تو را گزیده اند قسمت می کنی و می بخشی ! سوگند به آن خدایى که دانه را شکافت، و پدیده‏ها را آفرید، اگر این گزارش درست باشد، در نزد من خوار شده و منزلت تو سبک گردیده است! پس حق پروردگارت را سبک مشمار، و دنیاى خود را با نابودى دین آباد نکن، که زیانکارترین انسانى. آگاه باش، حق مسلمانانى که نزد من یا پیش تو هستند در تقسیم بیت المال مساوى است، همه باید به نزد من آیند و سهم خود را از من گیرند.امیر المومنین علیه السلام فرمودند: «إِنَّ أَعْظَمَ‏ الْحَسَرَاتِ‏ یَوْمَ الْقِیَامَهِ حَسْرَهُ رَجُلٍ کَسَبَ مَالًا فِی غَیْرِ طَاعَهِ اللَّهِ- [فَوَرَّثَهُ رَجُلًا فَوَرِثَهُ رَجُلٌ فَأَنْفَقَهُ فِی طَاعَهِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ فَدَخَلَ بِهِ الْجَنَّهَ وَ دَخَلَ الْأَوَّلُ بِهِ النَّارَ».(74) یعنی: «همانا بزرگ ترین حسرتها در روز قیامت حسرت مردی است که مالی را از راه حرام کسب کرده باشد و آن را مردی به ارث برده پس او آن مال را در راه خدا انفاق کند و به واسطه آن مال داخل بهشت شود ولی مرد اولی با همان مال به جهنم برود».مرحوم کلینی از سماعه نقل می کند که گفت از امام صادق علیه السلام درباره شخصی سؤال کردم که برای بنی امیه کار می کند و از اجرت کار خود صدقه می دهد و صله رحم می کند و حج انجام می دهد تا آنچه که کسب کرده بخشیده شود و می گوید نیکی ها بدی ها را از بین می برد امام صادق علیه السلام فرمودند: «إِنَّ الْخَطِیئَهَ لَا تُکَفِّرُ الْخَطِیئَهَ وَ لَکِنَّ الْحَسَنَهَ تَحُطُّ الْخَطِیئَه».امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا گناه و زشتی کفاره بدی و زشتی نخواهد شد ولی نیکی بدی را از بین می برد. (75) محمد بن یحیی می گوید: محمد بن حسن نامه ای به امام مجتبی علیه السلام نوشته و در آن سؤال کرد که مردی از مرد دیگر باغ و یا غلام و یا کنیزی می خرد و در مقابل مالی که از دزدی و یا راهزنی به دست آورده، آیا حلال است که ثمره آن باغ را مصرف کند و یا از کنیز خود استفاده کند در حالی که از سرقت و یا راهزنی به دست آورده؟ امام فرمودند: «لَا خَیْرَ فِی شَیْ‏ءٍ أَصْلُهُ حَرَامٌ وَ لَا یَحِلُّ اسْتِعْمَالُهُ». هیچ خیری در چیزی که اصل آن حرام است نیست و استفاده از آن حرام است. مرحوم کلینی از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمودند: «أَرْبَعَهٌ لَا یَجُزْنَ فِی أَرْبَعٍ الْخِیَانَهُ وَ الْغُلُولُ وَ السَّرِقَهُ وَ الرِّبَا لَا یَجُزْنَ فِی حَجٍّ وَ لَا عُمْرَهٍ وَ لَا جِهَادٍ وَ لَا صَدَقَهٍ».(76) یعنی: «در چهار مورد اجر و مزدی بر عمل داده نمی شود: خیانت، دزدی در معاملات، دزدی و ربا در حج و عمره، و جهاد و صدقه دادن پاداش ندارد».ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که حضرت فرمودند: دو چیز است که از خدا است و دو چیز است که از شیطان است. پس آن دو چیز که از خدا است یکی مغفرت بر معاصی و دیگری زیادتی در روزی و آن دو چیز که از شیطان است یکی ترس از فقر و دیگری امر به بدی و معاصی. علی بن ابراهیم قمی در تفسیر آیه «اَلشَّیطَانُ یَعِدُکُمُ الفَقرَ» می گوید: «همانا شیطان می گوید: انفاق نکنید به جهت آنکه فقیر می شوید و خدا وعده می فرماید شما را اینکه بیامرزد شما را اگر انفاق کنید برای خدا و فضل که عوض دنیایی باشد عطا فرماید».(77) امام صادق علیه السلام فرمودند: «اگر مردم بگیرند آنچه امر فرموده است خدا به آن پس انفاق کنند در آنچه نهی فرموده، قبول نفرماید از ایشان و اگر اخذ کنند آنچه را که نهی فرموده پس انفاق کنند در آنچه امر فرموده، قبول نفرماید از آنها مگر آنها از محل حق بگیرند و به حق خرج کنند».در تفسیر منهج الصادقین در ذیل آیه شریفه «وَ لا تَیَمَّمُوا الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ» می فرماید: «حق تعالی فرموده مقصد مکنید تباه فاسد و حرام را از آن چیزی که انفاق می کنید یا خبیث و فاسد و ضایعِ مال را انفاق نکنید بلکه طیب و طاهر را برای خدا بدهید». (78)

داستانی در مورد انفاق از مال دزدی

چندى بود که در میان مردم عوام نام شخصى بسیار برده مى‏شد و شهرت او به قدس و تقوا و دیانت پیچیده بود. همه جا عامه مردم سخن از بزرگى و بزرگوارى او مى‏گفتند. مکرر در محضر امام صادق سخن از آن مرد و ارادت و اخلاص عوام الناس نسبت به او به میان مى‏آمد. امام به فکر افتاد که دور از چشم دیگران آن مرد «بزرگوار» را که تا این حد مورد علاقه و ارادت توده مردم واقع شده از نزدیک ببیند. یک روز به‏طور ناشناس نزد او رفت، دید ارادتمندان وى که همه از طبقه عوام بودند غوغایى در اطراف او بپا کرده‏اند. امام بدون آنکه خود را بنمایاند و معرفى کند ناظر جریان بود. اولین چیزى که نظر امام را جلب کرد اطوارها و ژستهاى عوام فریبانه وى بود. تا آنکه او از مردم جدا شد و به تنهایى راهى را پیش گرفت.امام آهسته به دنبال او روان شد تا ببیند کجا مى‏رود و چه مى‏کند و اعمال جالب و مورد توجه این مرد از چه نوع اعمالى است؟. طولى نکشید که آن مرد جلو دکان نانوایى ایستاد. امام با کمال تعجب مشاهده کرد که این مرد همینکه چشم صاحب دکان را غافل دید، آهسته دو عدد نان برداشت و در زیر جامه خویش مخفى کرد و راه افتاد. امام با خود گفت شاید منظورش خریدارى است و پول نان را قبلا داده یا بعدا خواهد داد. ولى بعد فکر کرد اگر این‏طور بود پس‏ چرا همینکه چشم نانواى بیچاره را دور دید نانها را دزدید و راه افتاد.باز امام آن مرد را تعقیب کرد و هنوز در فکر جریان دکان نانوایى بود که دید در مقابل بساط یک میوه فروش ایستاد، آنجا هم مقدارى درنگ کرد و تا چشم میوه فروش را دور دید، دو عدد انار برداشت و زیر جامه خود پنهان کرد و راه افتاد.بر تعجب امام افزوده شد. تعجب امام آن وقت به منتهى‏ درجه رسید که دید آن مرد رفت به سراغ یک نفر مریض و نانها و انارها را به او داد و راه افتاد. در این وقت امام خود را به آن مرد رساند و اظهار داشت: «من امروز کار عجیبى از تو دیدم.» تمام جریان را برایش بازگو کرد و از او توضیح خواست.او نگاهى به قیافه امام کرد و گفت: «خیال مى‏کنم تو جعفر بن محمدى.».گفتم: بلى درست حدس زدى، من جعفر بن محمدم.گفت: البته تو فرزند رسول خدایى و داراى شرافت نسب مى‏باشى، اما افسوس که این اندازه جاهل و نادانى.گفتم: چه جهالتى از من دیدى؟.گفت: همین پرسشى که مى‏کنى از منتهاى جهالت است، معلوم مى‏شود که یک حساب ساده را در کار دین نمى‏توانى درک کنى، مگر نمى‏دانى که خداوند در قرآن فرموده: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ امْثالِها» هر کار نیکى ده برابر پاداش دارد. باز قرآن فرموده: «وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلا یُجْزى‏ الّا مِثْلَها» هر کار بد فقط یک برابر کیفر دارد.روى این حساب پس من دو نان دزدیدم دو خطا محسوب شد، دو انار هم دزدیدم دو خطاى دیگر شد، مجموعا چهار خطا شد؛ اما از آن طرف آن دو نان و آن دو انار را در راه خدا دادم، در برابر هر کدام از آنها ده حسنه دارم، مجموعا چهل حسنه نصیب من مى‏شود. در اینجا یک حساب خیلى ساده نتیجه مطلب را روشن مى‏کند و آن اینکه چون چهار را از چهل تفریق کنیم، سى و شش باقى مى‏ماند. بنابراین من سى و شش حسنه خالص دارم. و این است آن حساب ساده‏اى که گفتم تو از درک آن عاجزى.به او گفتم: خدا تو را مرگ بدهد. جاهل تویى که به خیال خود این‏طور حساب مى‏کنى. آیه قرآن را مگر نشنیده‏اى که مى‏فرماید: «انَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ» خدا فقط عمل پرهیزگاران را مى‏پذیرد. حالا یک حساب بسیار ساده کافى است که تو را به اشتباهت واقف کند. تو به اقرار خودت چهار گناه مرتکب شدى، و چون مال مردم را به نام صدقه و احسان به دیگران دادى نه تنها حسنه‏اى ندارى، بلکه به عدد هر یک از آنها گناه‏
دیگرى مرتکب شدى. پس چهار گناه دیگر بر چهار گناه اوّلى تو اضافه شد و مجموعا هشت گناه شد، هیچ حسنه‏اى هم ندارى.امام این بیان را کرد و در حالى که چشمان بهت زده او به صورت امام خیره شده بود او را رها کرد و برگشت.امام صادق وقتى این داستان را براى دوستان نقل کرد، فرمود: «این گونه تفسیرها و توجیه‏هاى جاهلانه و زشت در امور دینى سبب مى‏شود که عده‏اى گمراه شوند و دیگران را هم گمراه سازند.» (79)
لَن تَنَالُوا البِرَّ حَتَّی تُنفِقُوا
زآنچه داری دوست یعنی ده بر او
نیست تنها بذل مال انفاق و بِرّ
حق به مالت ننگرد بیند به سر
نیست تنها بذل مال انفاق و بر
بر هدایت می دهی یا بر ضلال
عاشق مخلوق اندر راه دوست
بگذرد از هر چه او دارای اوست

روایتی از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله به جابر

جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که آن حضرت فرمودند: «لَعَنَ اللَّهُ الْخَمْرَ وَ شَارِبَهَا وَ عَاصِرَهَا وَ سَاقِیَهَا وَ بَائِعَهَا وَ آکِلَ ثَمَنِهَا». یعنی: «خداوند لعنت کرده شراب را و خورنده آن را و کسی که آن را بفشارد و کسی که آن را به دیگری بخوراند، و کسی که آن را بفروشد و کسی که سود فروش آن را بخورد».شخصی از جا برخاسته و عرض کرد: ای رسول خدا! من مردی هستم که تجارت شراب می کنم مال من از فروش شراب حاصل می شود آیا این مال برای من نفعی دارد اگر آن را در راه اطاعت خداوند صرف نموده یا انفاق کنم؟حضرت فرمودند: «لَوْ أَنْفَقْتَهُ فِی حَجٍّ أَوْ جِهَادٍ لَمْ یَعْدِلْ عِنْدَ اللَّهِ جَنَاحَ بَعُوضَهٍ إِنَّ اللَّهَ لَا یَقْبَلُ إِلَّا الطَّیِّبَ».اگر آن را در حج یا جهاد انفاق کنی خداوند آن را به اندازه بال پشه ای قبول نمی کند. همانا خداوند قبول نمی کند مگر پاکیزه و طاهر را. (80)در تفسیر نمونه ذیل تفسیر آیه شریفه «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ». چنین می خوانیم: یعنی: « بدانید خداوند بى نیاز و شایسته ستایش است » یعنى نه تنها نیازى به انفاق شما ندارد، و از هر نظر غنى است، بلکه تمام نعمتها را او در اختیار شما گذارده، و لذا حمید و شایسته ستایش است. بعضى احتمال داده‏اند که” حمید” در اینجا به معنى اسم فاعل باشد (ستایش کننده) نه به معنى محمود و ستایش شده، یعنى در عین اینکه از انفاق شما بى نیاز است شما را به خاطر اموال پاکیزه‏اى که انفاق مى‏کنید، شمارا مورد ستایش قرار مى‏دهد. (81)

نتیجه گیری:

اندرز: غذای حلال در نورانیت قلب و غذای حرام در تاریکی و سلب سعادت تأثیر به سزایی دارد و لذا کسانی که طالب سعادتند در کمال جدیت و مراقبت از خوردنی های خویش مراقبت دارند که مبادا مبتلا به لقمه حرامی بشوند.محدّث بزرگوار حاج شیخ عباس قمی رحمه الله علیه از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل کرده که حضرت فرمودند: «فِی الْإِنْسَانِ مُضْغَهٌ إِذَا هِیَ سَلِمَتْ وَ صَحَّتْ سَلِمَ بِهَا سَائِرُ الْجَسَدِ فَإِذَا سَقِمَتْ سَقِمَ لَهَا سَائِرُ الْجَسَدِ وَ فَسَدَ وَ هِیَ الْقَلْب». ‏ یعنی: «در بدن انسان قطعه گوشتی است که هر گاه سالم بماند تمام بدن سالم می باشد و هر گاه مریض شد تمام بدن مریض می شود و آن قلب انسان است و سلامتی قلب در در خوردن غذای حلال و خرابی آن در خوردن غذای حرام می باشد».(82) و نیز از امام صادق در کتاب مصباح الشریعه نقل شده که فرمودند: «فَسَادُ الظَّاهِرِ مِنْ فَسَادِ الْبَاطِنِ وَ مَنْ أَصْلَحَ سَرِیرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِیَتَه‏».(83)یعنی فساد ظاهر هر شخصی نشأت گرفته از فساد باطن و درون او است و هر کس باطن خود را اصلاح کند خداوند متعال ظاهر او را نیز اصلاح می نماید. از این حدیث نتیجه می گیریم که هر کس قلب خود را اصلاح کند ظاهر او نیز اصلاح می شود و اگر کسی دارای باطن خراب باشد اعمال ظاهری او نیز فاسد و خراب است. مرحوم آیه الله حاج شیخ علی اکبر نهاوندی در کتاب خزینه الجواهر می فرماید: بدان بهترین صفات انسانی آن که معاش خود را از راه کسب و طریق حلال قرار دهد و به کسب و تجارت تحصیل معاش کند. اگر به واسطه ارث حلال از احتیاج بیرون نرفته باشد و زنهار تا بتوانی از وجوهات و تصدقات و بیت المال صرف ننمایی. معروف است که سلطانی از عالمی سؤال کرد که سبب چیست که بعضی از اولادهای ما خوب واقع می شود و بعضی از اولادهای شما علماء بد واقع می شوند ایشان فرمودند: که شما چون با ما مراوده دارید پس احیانا از غذاهای حلال ما خورده و با همسر خود مجامعه نموده و آن غذا منشاء نطفه طفلی شود که خوب باشد و ما از غذای حرام شما احیانا بخوریم و با همسر خود مجامعت کرده و آن غذا منشاء نطفه طفلی شود که بد واقع شده است.

پی نوشت ها :

1.کلینی، کافی، 1 / 443
2.مجلسی، بحارالانوار: 45 / 8
3.نوری، مستدرک الوسائل: 5 / 218
4.ابن فهد حلی، عده الداعی: 139
5.ابن فهد حلی، عده الداعی: 139
6.انبیاء / 47
7.تویسرکانی، لئالی الاخبار: 341
8.تویسرکانی، لئالی الاخبار: 341
9.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: 8 / 521
10.تویسرکانی، لئالی الاخبار: 151
11.تویسرکانی، لئالی الاخبار: 341
12.نوری، مستدرک الوسائل: 5 / 218
13.مجلسی، بحارالأنوار: 75 / 214
14.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: 6 / 215
15.نوری، مستدرک الوسائل: 6 / 321
16.فرقان / 25
17.آمدی، غرر الحکم: 1 / 217
18.آمدی، غرر الحکم: 1 / 217
19.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: 6 / 145
20.نوری، مستدرک الوسائل: 4 / 325
21.طوسی، امالی: 680
22.نهج الفصاحه: 97
23.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: 7 / 115.
24.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: 7 / 135
25.مجلسی، بحارالأنوار: 100 / 17
26.مجلسی، بحارالأنوار: 16 / 53
27.نهاوندی، خزینه الجواهر: 356
28.نوری، مستدرک‏الوسائل: 13/ 295
29.نباء / 19
30.نوری، مستدرک الوسائل: 13 / 330
31.نوری، مستدرک الوسائل: 11 / 280
32.سیّد رضی، نهج البلاغه: 355
33.مجلسی، بحارالأنوار: 73 / 360
34.مفید، امالی: 133
35.مجلسی، بحارالانوار: 66 / 382
36.مجلسی، بحاراالانوار: 72 / 313
37.مجلسی، بحاالانوار: 72 / 305
38.حُرّ عاملی، وسائل الشیعه: کتاب جهاد النفس: 523
39.نوری، مستدرک الوسائل: 12 / 105
40.حجر / 14
41.طیّب، تفسیر اطیب البیان: 1. 324
42.صدوق: أمالی: 446
43.خمینی(امام خمینی) توضیح المسائل: 217
44. مجلسی، بحارالأنوار: ‏66 / 388
45.حرّانی، تحف العقول: 258
46.سیّد رضی، نهج البلاغه: 458
47.سیّد رضی، نهج البلاغه: 417
48.مجلسی، مشکاه الأنوار: 154
49.مجلسی، مشکاه الأنوار: 154
50.دیلمی، ارشاد القلوب: 1/ 191
51.ابن فهد حلی، عده الداعی: 152
52.مجلسی، بحار الأنوار: ‏63 / 412
53.دیلمی، إرشادالقلوب: 1 / 69
54.دیلمی، إرشادالقلوب: 1 / 69
55.دیلمی، إرشادالقلوب: 1 / 66
56.مجلسی، بحارالأنوار: 90 / 373
57.مجلسی، بحارالأنوار: 90 / 373 باب 24
58.مجلسی، بحارالأنوار: 90 / 321
59.مجلسی، بحارالأنوار: 63 / 314
60.علوی عاملی، مناهج الشارعین: 325
61.کلینی، کافی: 5 / 80
62.صدوق، معانی الاخبار: 151
63.مجلسی، بحارالأنوار: 29 / 407
64.نوری، مستدرک‏الوسائل: 16 / 165
65.مجلسی، بحارالأنوار: 70 / 347
66.مشکینی، مواعظ العددیه: 387
67.مجلسی، بحار الانوار: 63 / 314
68.ابن ابی الحدید، شرح‏نهج‏البلاغه: 20 / 261
69.دیلمی، إرشادالقلوب: 1 / 69
70.مجلسی، بحار الأنوار: ‏71 / 18
71.نراقی، جامع السعادات: 2 / 35
72.کاشانی، منتخب قوامیس الدرر: 35
73.سید رضی، نهج البلاغه: 415 نامه 43 ‏
74.سید رضی، نهج البلاغه: 552.
75.کلینی، کافی: 5 / 126.
76.کلینی، کافی: 5 / 124
77.قمی، تفسیر القمی: 1 / 92.
78.کاشانی، منهج الصادقین: 2 / 126.
79.مطهری، داستان راستان: 211.
80.احسائی، عوالی اللئالی: 2 / 110.
81.مکارم شیرازی، تفسیر نمونه: 2 / 334.
82.مجلسی، بحارالأنوار: 67 / 50.
83.مجلسی، بحارالأنوار: 70 / 395.

فهرست منابع و مآخذ:
1. قرآن کریم
2. آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم، نشر فرهنگ اسلامی، قم، 1377.
3. ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، دار الاحیاء الکتب العربیه، بیروت، 1343ش.
4. ابن بابویه، محمد بن علی، امالی شیخ صدوق، تهران: کتابفروشی اسلامیه، 1338ش.
5. ابن بابویه، محمد بن علی، معانی الأخبار، قم، جماعه المدرسین فی حوزه العلمیه، مؤسسه نشر اسلامی، 1361 ش.
6. احسایی، ابن ابی الجمهور، عوالی الئالی، مطبعه سید الشهداء، قم، 1403ق
7. تویسرکانی، محمد نبی، لئالی الأخبار، نشر علامه، قم، 1372 ش.
8. حرّ عاملی، محمد بن حسن، 1033 – 1104، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، تهران: اسلامیه 1346ش.
9. حرانی، حسین بن علی بن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، قم، مکتبه بصیرتی، 1394 ق
10. حلّی، احمد بن محمد بن فهد، عدّه الداعی و نجاح الساعی، بیروت، دارالکتاب الاسلامی، 1407 ق.
11. خمینی، روح الله موسوی، رساله توضیح المسائل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1378 ش.
12. دیلمی، حسین بن محمد، ارشاد القلوب، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1398 ق
13. سید رضی، ابوالحسن محمد بن الحسین، نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1366 ش.
14. شریف کاشانی، ملاحبیب الله، منتخب قوامیس الدرر، چاپ اسلامیه، تهران، 1365 ش.
15. طیّب، سید عبدالحسین، متوفای 1407 ق، تفسیر اطیب البیان، چاپ اول، انتشارات اسماعیلی، قم 1352 ش علوی عاملی، 16. عبدالحسیب، مناهج الشارعین، ارمغان، تهران، چاپ اول، 1402 ق.
17. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، دارالکتاب جزایری، قم، 1367ش.
18. کاشانی، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین، تهران، کتابفروشی اسلامیه،، 1346 ش.
19. کلینی، محمد بن یعقوب، 329 ق، اصول کافی، تهران: علمیه اسلامیه، 1363
20. مجلسی، محمد باقر، مشکات الانوار در فضائل و آداب قرائت قرآن، قم، مسجد مقدس جمکران، 1379 ش.
21. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار الجامعه لدرر اخبار الأئمه الأطهار، 110 جلد، تهران، مکتبه اسلامیه، 1347 ش.
22. مشکینی، علی، المواعظ العددیه، قم، دفتر نشر الهادی، 1406 ق.
23. مطهری، مرتضی، داستان راستان، 2 جلد، قم، انتشارات صدرا، 1375 ش.
24. مفید، محمد بن محمد بن نعمان عکبری (شیخ مفید)، امالی مفید، جامعه مدرسین، قم، 1413 ق
25. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1352 ش.
26. نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات، نجف اشرف، مطبعه الزهراء، 1368 ق.
27. نهاوندی، علی اکبر، خزینه الجواهر، تهران، انتشارات شریعت، چاپ پنچم، ص 1405 ق.
28. نوری، حاج میرزا حسین بن محمد تقی، 1254 – 1320 ق، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، 1407 ق
30. ورام، محمد بن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهه النوادر (مجموعه ورام)، بیروت، دار صعب، 1376ق.

منبع: ثقلین

لینک کوتاه مطلب: http://nidamat.com/qyGfo
حمایت مالی از گناه شناسی

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ؛ وجهاد کنید در راه خدا با اموال و جانهایتان (توبه 41)

عزیزانی که تمایل دارند در اجر اخروی تعالی اخلاقیات در جامعه، نشر و تبلیغ احادیث و معارف اهل بیت علیهم السلام و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، شریک باشند تقاضا میشود که ما را در پرداخت هزینه های جاری سایت گناه شناسی از قبیل هاست، پشتیبانی فنی ، تالیف و تولید پستها و… یاری فرمایند.

نظر شما درباره این پست چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 × 5 =