Take a fresh look at your lifestyle.

نظر سنجی علت برقراری روابط نامشروع با جنس مخالف

در این نظر سنجی به علل ایجاد رابطه دوستی و پنهانی با جنس مخالف در چهار گروه جمعیتی ذیل می پردازیم.

  1. مردان متاهل
  2. زنان متاهل
  3. پسران و مردان مجرد
  4. دختران و زنان مجرد

لطفا در گروه خودتان در نظر سنجی شرکت کنید و پاسخ درست را مرقوم فرمایید تا به نتایج واقعی تری برسیم.

در ضمن اگر گزینه دیگری مد نظرتان است می توانید از طریق لینک “افزودن پاسخ شما” که در ذیل هر نظرسنجی قرار دارد، به نظر سنجی اضافه کنید و همچنین نتایج جالب و آموزنده نظر سنجی ها از طرق لینک “نتایج “ که در ذیل هر نظرسنجی قرار دارد، قابل مشاهده است.

زنان مجرد پاسخ بدهند: هدفتان از برقراری رابطه دوستی با جنس مخالف چیست؟
  • افزودن پاسخ جدید توسط شما
مردان مجرد پاسخ بدهند: هدفتان از برقراری رابطه دوستی با جنس مخالف چیست؟
  • افزودن پاسخ جدید توسط شما
زنان شوهردار پاسخ بدهند: هدفتان از برقراری رابطه دوستی با جنس مخالف چیست؟
  • افزودن پاسخ جدید توسط شما
مردان متاهل پاسخ بدهند: هدفتان از برقراری رابطه دوستی با جنس مخالف چیست؟
  • افزودن پاسخ جدید توسط شما

داستان آهنگری که آتش دستش را نمی سوزاند!

3 4,118

در کتاب انوار المجالس صفحه سیصدو چهارده نقل مى کند از حسن بصرى که گفت:
یک روز در بازار آهنگران بغداد مى گذشتم که ناگهان چشمم افتاد به آهنگرى که دستش را داخل کوره حدادى مى کند و آهن گداخته شده قرمز را مى گرفت بدون آنکه ابدا احساس سوزشى کند روى سن دان مى گذاشت و با پُتک روى آن مى زد و به هر نوع که مى خواست در مى آورد ومى ساخت. چون مشاهده این کار شگفت انگیز بود مرا وادار به پرسش از او کرد رفتم جلو سلام کردم جواب داد بعد پرسیدم آقا مگر آتش کوره و آهن گداخته بشما آسیبى نمى رساند؟
آن مرد گفت: نه.
گفتم چطور؟
گفت: یک ایّامى در اینجا خشک سالى و قحطى شد ولى من همه چیز در انبار داشتم. یکروز یک زن وجیه و خوش سیمائى نزد من آمد و گفت اى مرد من کودکانى یتیم و خردسال دارم و احتیاج به آذوقه و مقدارى گندم دارم خواهشمندم براى رضاى خدا کمکى بکن و بچه هاى یتیم مرا از گرسنگى و هلاکت نجات بده منهم چون بهمان یک نظر فریفته جمالش شده بودم، در مقابل خواسته اش گفتم: اگر گندم مى خواهى باید ساعتى با من باشى تا خواسته ات را برآورده کنم.
آن زن از این پیشنهاد ناراحت و روترش کرده و رفت.
روز دوم باز آن زن نزدم آمد، در حالیکه اشک میریخت، سخن روز قبل را تکرار نمود، من هم حرفهاى روز گذشته را براى او تکرار کردم، دوباره بادست خالى برگشت، دوباره روز سوّم دیدم آمد و خیلى التماس مى کند که بچه هایم دارند مى میرند بیا و آنها را از گرسنگى و مرگ نجات بده من حرفم را تکرار کردم و دیدم آن زن بطرف من مى آید و پیداست که از گرسنگى بى طاقت شده.
خلاصه وقتى که نزدیک مى شد به من گفت: اى مرد من و بچه هایم گرسنه هستیم بیا و رحمى کن و گندمى در اختیار ما بگذار؟ من گفتم:اى زن بیخودى وقت من و خودت را نگیر همان که بهت گفتم بیا با من باش تا بتو گندم دهم.
در این موقع زن به گریه افتاد و زیاد اشک ریخت و گفت: من هرگز از این کارهاى حرام نکردم و چون دیگر طاقت نمانده و کار از دست رفته و سه روز است که خود و بچه هایم غذائى نخورده ام بآنچه که میگوئى ناچارا حاضرم ولى بیک شرط گفتم به چه شرطى ؟ گفت: بشرط اینکه مرا بجایى ببرى که هیچ کس ما را نبیند.
مرد آهنگر گفت: ناراحت نباش من اتاق های زیادی دارم،تو در تو و جایی می رویم که هیچکس نبیند…رفتم و او از دنبالم آمد تا به اتاق اندرونی رفتیم. همینکه خواستم از او بهره اى بردارم. دیدم آن زن دارد مى لرزد و خطاب بمن گفت: اى مرد! چرا دروغ گفتى و خلاف شرطت عمل کردى ؟ گفتم کدام شرط؟
گفت: مگر بنا نبود مرا بجاى خلوت ببرى تا کسى ما را نبیند؟
گفتم: آرى مگر اینجا خلوت نیست ؟
گفت: چطورى اینجا خلوت است با آنکه پنج نفر مواظب ما هستند و ما را دارند مى بینند؟!

«ألَم یَعلَم بأنَّ اللهَ یَری» (علق ۱۴)

آیا نمی دانی که خدا می بیند؟

اول خداوند عالم و غیر از او دو ملکى که بر تو موکلند و دو ملکى که بر من موکلند همه شان حاضراندو ما را مشاهده مى کنند با این حال تو خیال میکنى اینجا کسى نیست که ما را ببیند؟

بعدا گفت: اى مرد بیا و از خدا بترس و آتش شهوت خود را بر من سرد کن تا منهم از خداى خود بخواهم حرارت آتش را از تو بردارد و آتش را بر تو سرد کند.
من با شنیدن سخنان زن و آیه قرآن متنبه شدم و با خود گفتم این زن با چنین فشار زندگى و شدت گرسنگى اینطور از خدا مى ترسید ولى تو که این همه مورد نعمتهاى الهى قرار گرفته اى از او (خدا) نمى ترسى ؟ فورا توبه کردم و از آن زن دست کشیدم و گندمى را که میخواست باو دادم و مرخصش کردم. زن چون این گذشت را از من دید و جریان را بر وفق عفت خود دید سرش را به سمت آسمان بلند کرد و گفت اى خدا همینطور که این مرد حرارت شهوتش را بر خود سرد نمود، تو هم حرارت آتش دنیا و آخرت را بر او سرد کن از همان لحظه که آن زن این دعا را در حقم کرد حرارت آتش بر من بى اثر شد.

آری اگر خدا اراده کند همانطور که آتش را بر حضرت ابراهیم علیه السلام سرد کرد بر سایر بندگانش هم سرد خواهد کرد:

(قُلنَا یَا نَارُ کُونِی بَرداً و سَلاماً عَلَی اِبراهِیم)(انبیاء/۶۹)

«ای آتش! بر ابراهیم سرد و سلامت باش»

منبع:قصص التوابین یا داستان توبه کنندگان

مطلب مرتبط:

حرام بودن آتش بر کسانی که آتش خشم و شهوت و ترس خود را کنترل کنند

لطفا مطالب این وبسایت را با ذکر منبع و لینک مطلب منتشر کنید!

لینک کوتاه مطلب : https://nidamat.com/?p=1336

مطالب مرتبط
3 دیدگاه برای این پست ثبت شده است
  1. Reza می گوید

    برای پرسش وپاسخ هر دوی شما متاسفم
    زمانه شما برای رفع مشکلات زنان تن فروشی می کنند یا صیغه میشوند عادی شده
    تا قبل از انقلاب زنان اکثر زنان به شوهر وفات یافته وفادار بودند وهر طور شده کودکان آنان را بزرگ می کردند

  2. مهدی می گوید

    سلام خدمت شما
    زن که شوهر نداشت وبچه هاشون یتیم بودن چرا ننیگرفتش کنیزش میکرد یا صیغه مئقت مدت دار میخوند

    1. سید محمد علوی زاده می گوید

      سلام علیکم
      ما از جزئیات داستان با خبر نیستیم
      شاید زن در عده وفات بود
      یا شوهر داشته و شوهرش در سفر و غائب بوده
      ممنون از دقت نظرتان

نظر شما درباره این مطلب چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

حمایت مالی از گناه شناسی

وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛ وجهاد کنید در راه خدا با اموال و جانهایتان (توبه ۴۱)

عزیزانی که تمایل دارند در اجر اخروی تعالی اخلاقیات در جامعه، نشر و تبلیغ احادیث و معارف اهل بیت علیهم السلام و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، شریک باشند تقاضا میشود که ما را در پرداخت هزینه های جاری سایت گناه شناسی از قبیل هاست، پشتیبانی فنی ، تالیف و تولید پستها و… یاری فرمایند.

× تماس با مدیر سایت