پیام بران عاشورایی حجاب و عفاف: عمه جان چادر ندارم

0 469

بعد از ظهر عاشورا وقتى خیمه هاى حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام ) را آتش زدند و به فرمان حضرت سجاد (علیه السلام ) همه فرار کردند.
دخترکى از فرزندان امام حسین (علیه السلام ) مى گوید: من فرار مى کردم ، عربى ، مرا دنبال کرد و با نیزه به پشت من زد که بزمین افتادم ، آنگاه چنان گوشواره مرا کشیده ، که گوشم را درید و من بیهوش شدم ، وقتى بهوش آمدم دیدم عمه ام زینب سر مرا بدامن گرفته نوازش مى کند.
این دختر دلسوخته اى که آشیانه اش ویران شده ، به آتش کشیده شده ، پدرش و برادرانش شهید شدند، لب تشنه است ، سه روز است آب برویش ‍ بسته است ، وقتى به هوش آمد، نگفت : عمه تشنه ام ! نگفت : عمه گوشم مجروح است ! نگفت : عمه مرا تازیانه زدند! نگفت : پدرم کو! برادرم کو!…
فقط وقتى متوجه شد چادر بسر ندارد با گریه التماس کرد!

شاید این پست ها را هم بپسندید
۱ از ۷۴

عمه جان چادر ندارم !! آیا چادرى ندارى که خود را با آن بپوشانم ؟
حضرت زینب (علیها السلام ) گریه کرد و فرمود: دخترم چیزى براى ما باقى نگذاشته اند!

گوهر صدف : ص.۵۷

لینک کوتاه مطلب : https://nidamat.com/?p=361

حمایت مالی از گناه شناسی

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ؛ وجهاد کنید در راه خدا با اموال و جانهایتان (توبه 41)

عزیزانی که تمایل دارند در اجر اخروی تعالی اخلاقیات در جامعه، نشر و تبلیغ احادیث و معارف اهل بیت علیهم السلام و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، شریک باشند تقاضا میشود که ما را در پرداخت هزینه های جاری سایت گناه شناسی از قبیل هاست، پشتیبانی فنی ، تالیف و تولید پستها و… یاری فرمایند.

نظر شما درباره این مطلب چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 − هجده =