سرنوشت بخیلان‏ ۲ (اصحاب الجنّه)

0 303

بسم الله الرحمن الرحیم

شاید این پست ها را هم بپسندید

انّا بَلَوْنَاهُم کَما بَلَوْنا اصْحَابَ الْجَنَّهِ اذ اقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحینَ* وَ لایَسْتَثْنُونَ* فَطَافَ عَلَیهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُم نَائِمُونَ* فَاصْبَحَتْ کَالصَّریمِ‏ (سوره قلم، آیات ۱۷ تا ۲۰)

«ما آنها را آزمودیم، همان گونه که «صاحبان باغ» را آزمایش کردیم، هنگامى که سوگند یاد کردند که میوه‏هاى باغ را صبحگاهان (دور از چشم مستمندان) بچینند- و هیچ از آن استثنا نکنند- اما عذابى فراگیر (شب هنگام) بر (تمام) باغ آنها فرود آمد، در حالى که همه در خواب بودند و آن باغ سرسبز مانند شب سیاه ظلمانى شد!»

شأن نزول آیات

آیات فوق به داستان عبرت‏ انگیز گروهی از بخیلان و سرنوشت سیاه آنها اشاره مى‏کند. گروهى که قرآن مجید از آنها، به اصحاب الجنّه (صاحبان باغ) یاد کرده، به نظر بعضى از مفسّران، گروهى از بنى اسرائیل بودند که در «یمن» در نزدیکى‏ «صنعا» زندگى مى‏کردند. بعضى از محققان، وجود کلمه‏ «حردٍ» را در ادامه این آیات که به معنى‏ «منع» مى‏باشد و از واژه‏هاى متداول‏ «یمن» است، اشاره به این معنى مى‏دانند که آنها اهل یمن بودند.

آنها ده نفر بودند که باغ بزرگى را از پدر به ارث برده بودند، پدرشان مرد نیکوکار و سخاوتمندى بود و هنگامى که میوه‏ها و ثمره‏هاى باغ نمایان مى‏گشت، در باغ را بر روى مستمندان مى‏گشود تا آنها بهره کافى ببرند که این امر مایه برکت و وسعت اموال پدر گشته بود.

ولى فرزندان بخیل و ناخلف، به گمان این که بخش زیادى از این درآمد به جیب فقرا و نیازمندان مى‏ریزد و دلیلى هم ندارد که اموال خودشان را این گونه ببخشند؛ تصمیم ‏گرفتند اجازه ندهند حتى یک فقیر هم وارد باغ آنها شود. به همین خاطر تصمیم گرفتند که یک روز صبح، بى سر و صدا با جمعى کارگر زبده به باغ بروند و پیش از آن که فقرا بیدار شده و با خبر گردند، تمام محصول را چیده و منتقل نمایند.

«برسوئى» در «روح البیان» مى‏گوید: «این ماجرا مربوط به زمان کمى بعد از حضرت مسیح علیه السلام است. آنها پدرى داشتند بسیار سخاوتمند که از آن باغ به اندازه نیاز سال خود بر مى‏داشت و بقیه را به نیازمندان مى‏داد و به این ترتیب، مقدار قابل ملاحظه‏اى نصیب فقرا مى‏شد که روزهاى زیادى از آن براى معیشت خود بهره مى‏گرفتند؛ ولى هنگامى که پدر از دنیا رفت، فرزندان گفتند: اگر ما کار پدرمان را ادامه دهیم، زندگى بر ما مشکل مى‏شود؛ در حالى که ما عیالمندیم و در میان خود سوگند یاد کردند که در آغاز صبح، هنگامى که هنوز تاریکى به طور کامل از بین نرفته، میوه‏ها را بچینند؛ حتى براى این سخن خود، ان شاء اللَّه هم نگفتند».[i]

خداوند نیز مجازات سخت و دردناکى براى آنها قرار داد؛ «هنگام شب، در آن موقع که همه آنها در خواب بودند، عذابى فراگیر از ناحیه پروردگارت بر تمام باغ فرود آمد؛ فَطَاف‏ عَلَیهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نَائِمُونَ». ( قلم، ۱۹)

آرى! آتشى سوزان و صاعقه‏اى مرگبار، چنان بر آن باغ فرود آمد که «آن باغ خرم و سر سبز به صورت خاکستر سیاه درآمد؛ فَاصْبَحَتْ کَالصَّریمِ». (قلم، ۲۰)

احتمال دیگر نیز وجود دارد که‏ «صریم» به معنى درخت بدون میوه باشد؛ یعنى، «صاعقه» فقط تمام میوه‏ها را از بین برد و تنها چوبى از درختان باقى ماند. و صبح روز بعد، هنگامى که خوشحال و راضى از نقشه خودشان به باغ آمدند؛ به محض ورود به باغ و دیدن آن منظره وحشتناک، فریاد کشیدند و گفتند: «ما راه را گم کرده‏ایم، ما همه چیز را از دست دادیم، بلکه ما محرومیم؛ فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا انَّا لَضَالُّونَ* بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ». (قلم، ۲۶ و ۲۷)

ممکن است تعبیر «انّا لضالّون» اشاره به این داشته باشد که آنها در آغاز باور نداشتند که این باغ سوخته، همان باغ سرسبز و پر میوه آنهاست، ولى هنگامى که دقت نمودند از قرائن فهمیدند که این باغ، همان باغ خودشان است که چنین نابود شده است. لذا گفتند:

«بَلْ نَحْنُ مَحرُومُونَ».

احتمال دیگر نیز وجود دارد که این گم کردن راه خداست؛ زیرا آنها سعادت و خوشبختى خود را در «بخل» مى‏پنداشتند، در حالى که راه صحیح همان راه پدر سخاوتمندشان بود.

در ادامه این آیات آمده است: این گروه بخیلان به زودى از خواب‏ «غفلت» بیدار شدند و به ملامت یکدیگر پرداختند و اعتراف به گناه کردند و تصمیم گرفتند در آینده این کار را تکرار نکنند و از خداوند، باغى بهتر از آن را خواستند. در بعضى از روایات آمده است که خداوند، توبه آنها را قبول کرد و باغى بهتر و پربارتر به آنها عنایت فرمود.

به هر حال آیه فوق، بیانگر عواقب دردناک‏ «بخل» و انحصارطلبى است که حتى در دنیاى مادى نیز «بخل» کارساز نیست.

قابل توجه است که قرآن در آغاز این آیات، مى‏گوید: «ما مردم مکه را نیز با چنین امتحانى آزمودیم؛ همان گونه که «اصحاب الجنّه» را آزمایش کردیم» و گویا این تعبیر، اشاره به قحطى و خشکسالى شدیدى است که در مکه بر اثر «بخل» و ترک انفاق روى داد و ثروتمندان بخیل را به روز سیاه نشاند.

منبع: اخلاق در قرآن    ج‏۲  ص ۳۷۰ تا ۳۷۵    

 


[i] . «روح البیان»، جلد ۱۰، صفحه ۱۱۴. (نگفتن ان شاء الله را از جمله «و لا یثتثنون» استفاده کردند که منظور استثناى به مشیه الله است ولى مناسبتر با مفهوم آیه این است که بدون این که چیزى از میوه درختان را براى نیازمندان استثناء کنند).

مطالب مرتبط
حمایت مالی از گناه شناسی

وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ؛ وجهاد کنید در راه خدا با اموال و جانهایتان (توبه 41)

عزیزانی که تمایل دارند در اجر اخروی تعالی اخلاقیات در جامعه، نشر و تبلیغ احادیث و معارف اهل بیت علیهم السلام و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، شریک باشند تقاضا میشود که ما را در پرداخت هزینه های جاری سایت گناه شناسی از قبیل هاست، پشتیبانی فنی ، تالیف و تولید پستها و… یاری فرمایند.

نظر شما درباره این مطلب چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.