Take a fresh look at your lifestyle.

آیا سحر و جادو واقعیت دارد؟!

حمایت مالی از گناه شناسی

وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ؛ وجهاد کنید در راه خدا با اموال و جانهایتان (توبه 41)

عزیزانی که تمایل دارند در اجر اخروی تعالی اخلاقیات در جامعه، نشر و تبلیغ احادیث و معارف اهل بیت علیهم السلام و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، شریک باشند تقاضا میشود که ما را در پرداخت هزینه های جاری سایت گناه شناسی از قبیل هاست، پشتیبانی فنی ، تالیف و تولید پستها و… یاری فرمایند.

508

حرمت جادو

سحر واقعیت یا خرافات؟

در این که آیا سحر واقعیت دارد یا جزو خرافات مى باشد، بین علماى اسلام، به خصوص علماى شیعه و سنّى اختلاف نظر وجود دارد. بیش تر علماى شیعه سحر را صرف خرافات مى دانند و به این آیه قرآن استدلال مى کنند که «فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى» ۱ ؛ پس ناگهان ریسمانها و چوبدستى‏هایشان، بر اثر سحرشان، در خیال او، [چنین‏] مى‏نمود که آنها به شتاب مى‏خزند.

یا آیه «سَحَرُواْ أَعْیُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءوا بِسِحْرٍ عَظِیمٍ.»۲ ؛  دیدگان مردم را افسون کردند و آنان را به ترس انداختند و سحرى بزرگ در میان آوردند.

اما از بین اهل سنت بعضى ها قایلند به این که سحر واقعى است.

شیخ طوسى(ره) از بزرگان علماى شیعه، در کتاب خلاف مى گوید: نزد بیش تر علما و ابى حنیفه و اصحابش و مالک و شافعى، سحر حقیقت دارد و با جادو مى توان کسى را کشت یا مریض کرد یا دستش را فلج نمود یا بین زن و مرد تفرقه انداخت و چه بسا اتفاق مى افتد که فردى در عراق شخصى را در خراسان سحر کرده، او را مى کشد.

در مقابل، ابوجعفر استرآبادى مى گوید: سحر حقیقت ندارد، بلکه صرف تخیل و شعبده و چشم بندى است. افراد بزرگى مثل علاّمه حلّى (ره) در حقیقت داشتن سحر تردید کرده و مواردى از سحر را، که در تاریخ ذکر شده، نقل کرده اند.۳

مرحوم مجلسى مى گوید: بیش تر علما بر این عقیده اند که سحر از خرافات است. اما این که چرا اثر مى کند و هیچکس منکر اثر سحر نیست، در مقام توجیه اثر سحر گفته اند: اگر مسحور بداند که درباره او سحر کرده اند، توهّم مسحور شدن باعث مى شود که اثر سحر در او ظاهر شود مثل تلقین به مریض. اما اگر اصلاً نداند که درباره او سحر کرده اند، در این خصوص با آن که هیچ یک از علما منکر این نوع اثر نشده اند، ولى هیچ گونه توجیهى براى آن ندارند، مگر آن که بگوییم این اعمال بر اثر استخدام جن و شیاطین علیه شخص مسحور انجام مى شود.

در خصوص چشم زخم نیز مرحوم مجلسى به نقل خطابى حدیثى ذکر مى کند که چشم در نفوس انسانى تأثیر دارد.

در بررسى این نظرات مى توان گفت: آنان که مى گویند سحر از خرافات است به ماجراى حضرت موسى(علیه السلام) و ساحران استدلال مى کنند که قرآن و احادیث در تفسیر این آیات مى گویند که در واقع امر، چیزى ایجاد نشده بود، بلکه آن ها با شگردهاى خاصى چشم بندى کرده بودند، به گونه اى که مردم خیال مى کردند که آن نخ ها و ریسمان ها به صورت مار واقعى درآمده است.

اما آن ها که مى گویند سحر واقعیت دارد، به موارد تجربى در جامعه استناد مى کنند که مکرر دیده شده است بر اثر سحر، محبتى از شخصى در دل دیگرى ایجاد شده یا زن و شوهرى صمیمى بر اثر سحر از هم جدا گشته اند و یا چیزهایى سرقت شده و گم گشته پیدا مى شوند.

قرآن نیز در ماجراى هاروت و ماروت در آیه ۱۰۲ سوره بقره مى فرماید: «و ما کَفَر سلیمانُ و لکنّ الشّیاطینَ کَفروا یُعلِّمونَ النّاسَ السِّحرَ و ما اُنزلَ علىَ المَلکینِ بِبابلَ هاروتَ و ماروتَ و ما یُعلِّمانِ مِن اَحد حتّى یقولا اِنّما نَحنُ فِتنهٌ فَلا تَکفُر فیَتعلَّمونَ مِنهما ما یُفّرقونَ بِه بینَ المرءِ و زوجِه و ما هم بِضارّینَ مِن اَحد الاّ بِاذنِ اللّهِ.» ؛ و سلیمان کفر نورزید، لیکن آن شیطان [صفت‏] ها به کفر گراییدند که به مردم سحر مى‏آموختند. و [نیز از] آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت، در بابِل فرو فرستاده شده بود [پیروى کردند]، با اینکه آن دو [فرشته‏] هیچ کس را تعلیم [سحر] نمى‏کردند مگر آنکه [قبلًا به او] مى‏گفتند: «ما [وسیله‏] آزمایشى [براى شما] هستیم، پس زنهار کافر نشوى.» و [لى‏] آنها از آن دو [فرشته‏] چیزهایى مى‏آموختند که به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایى بیفکنند. هر چند بدون فرمان خدا نمى‏توانستند به وسیله آن به احدى زیان برسانند. و [خلاصه‏] چیزى مى‏آموختند که برایشان زیان داشت، و سودى بدیشان نمى‏رسانید. و قطعاً [یهودیان‏] دریافته بودند که هر کس خریدار این [متاع‏] باشد، در آخرت بهره‏اى ندارد. وه که چه بد بود آنچه به جان خریدند- اگر مى‏دانستند.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: ساحر عاجزتر از آن است که بتواند خلق خدا را تغییر دهد و… اگر مى توانست هر آینه از خودش پیرى و فقر و مریضى را دور مى کرد… پس بهترین سخن ها درباره سحر آن است که بگوییم: سحر به منزله پزشکى است.

خداوند در این آیات اشاره مى کند که آنان با سحر به یکدیگر ضرر مى زدند و به این وسیله، زن و شوهر را از هم جدا مى کردند. البته آن ها که منکر واقعیت سحرند این قسم دوم را توجیه مى کنند.۴

در جمع این آیات مى توان حدیث امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به زندیق مصرى را ذکر کرد که آن جا که پاى ایجاد موجودى یا عوض کردن صورت او در میان باشد ساحر عاجز است، اما آن جا که پاى ضرر زدن به غیر یا امثال آن در کار باشد، دست ساحر باز است و توانایى چنین کارهایى را دارد. (این روایت در ادامه خواهد آمد.) بنابراین، در ماجراى حضرت موسى(علیه السلام)چون سخن از ایجاد موجوداتى مثل مار واقعى است، ساحران دست به حیله و خدعه زدند، اما در قصه هاروت و ماروت چون صرف ضرر زدن به غیر است دست آن ها باز بود.

ولى هر دو دسته، چه آن ها که سحر و جادو را امرى واقعى مى دانند و چه آن ها که آن را گول زدن و حیله و خدعه و خرافات مى دانند، همه متفق القول اند که سحر تأثیر عجیبى در عالم خارج دارد و در این زمینه، به امور تجربى و خارجى استدلال مى کنند و قایل اند که این گونه اعمال در اعصار گذشته، بیش تر رواج داشته است و هر چه در زمان جلوتر مى رویم از رواج آن کاسته مى شود.

 

تمایز سحر، کرامت و معجزه

چراغ جادو

مرحوم مجلسى (ره) به نقل از مازرى آورده است: فرق بین سحر و معجزه و کرامت در این است که سحر به کمک اقوال و افعالِ ساحر انجام مى شود، ولى کرامت غالباً به صورت غیر منتظره انجام مى گیرد. معجزه هم در مقام تحدّى براى پیامبر صورت مى پذیرد.

امام الحرمین مى گوید: سحر از فرد فاسق ظاهر مى شود، ولى کرامت و معجزه هرگز از فاسق ظاهر نمى شود. شارح المقاصد گفته است: سحر اظهار امر خارق العاده از فرد خبیث و پلید در انجام اعمال مخصوصى است که نیازمند یادگیرى مى باشد و از این دو نظر، از معجزه و کرامت جدا مى شود و به زمان و مکان و شرایط خاصى اختصاص مى یابد و چه بسا ساحر فردى فاسق و فاجر باشد، در حالى که معجزه و کرامت به زمان و مکان خاصى بستگى ندارد.۵

 

چگونگى تأثیر سحر

مرحوم مجلسى(رحمه الله) مى نویسد: بر حسب اقسام گوناگون سحر، چگونگى تأثیر آن نیز فرق مى کند. پس آن قسم که از قبیل شعبده است کیفیتش نیز روشن است با حرکات سریع دست از خطاى دیگران استفاده مى کنند و طرف مقابل، مثلاً، آتشى را که دور مى چرخد به دایره اى آتشین مى بیند.

اما این که به وسیله جادو حبّ و بغض یا غم و ناراحتى در قلب کسى به وجود بیاید ظاهر این است که خداوند همان گونه که در ادویه خواص دارویى قرار داده در اعمال ساحر یا اورادش نیز این خاصیت را نهاده است; همانند مستى در شراب یا تدخین در حشیش که زایل کننده عقل است یا این که اجنه و شیاطینى که توسط ساحر به استخدام گرفته مى شوند موجب حبّ و بغض مى گردند.

اما این که بعضى ادعا مى کنند که ساحر توسط سحر باران نازل مى کند یا ابرها را جمع مى نماید، ما این را قبول نداریم که چنین چیزى ممکن باشد تا بتوان به واسطه جادو در عالم بالا تصرف نمود و خبر موثق در این باره به ما نرسیده است.

اما چشم زخم هم در آیات و روایات آمده و هم در اخبار که حقیقت دارد و به تجربه و مکرر و در موارد متعدد مشاهده شده است.۶

 

جایگاه سحر در روایات

در مجموع، از ۳۱ روایت بررسى شده در خصوص سحر و جادو، هشت مورد آن درباره چشم زخم و حقیقت آن و دعاهایى مى باشد که براى مصون ماندن از چشم زخم وارد شده است.

درباره جادو، حدیث معتبرى از امام صادق (علیه السلام) در کتاب احتجاج طبرسى وارد شده که بسیار جامع و نافع است. زندیق مصرى در بحثى طولانى که با امام صادق (علیه السلام) داشت، از ایشان پرسید: اصل جادو چیست و چگونه جادوگر مى تواند کارهایى عجیب و غریب انجام دهد؟ امام(علیه السلام) فرمود: سحر بر چند وجه است:

یک نوع آن به منزله پزشکى است یعنى همان گونه که پزشکان براى هر مریضى راه علاجى مى یابند جادوگران نیز براى هر صحتى، راهى براى از بین بردن آن مى یابند.

نوع دوم شعبده و سرعت دست و اعمال فوق عادت است. نوع سوم آن که شیاطین را به خدمت مى گیرند.

زندیقی نزد امام صادق (علیه السلام ) آمد

زندیق گفت: شیاطین جادو را از کجا آموخته اند؟

فرمود: از همان جا که پزشکان پزشکى را مى آموزند، بعضى را به تجربه و بعضى را به علاج.

زندیق گفت: درباره ماجراى هاروت و ماروت… چه مى گویى؟

فرمود: آن ها براى امتحان انسان ها آمده بودند و تسبیحشان این گونه بود که اگر بنى آدم فلان کار و فلان کار را بکنند یا فلان ورد را بخوانند فلان اتفاق روى مى دهد…. به این طریق، مردم انواع سحر را از آن ها فرا گرفتند. پس آن ها به مردم مى گفتند که ما براى امتحان شما آمده ایم. چیزى را که ضرر مى رساند و فایده اى براى شما ندارد از ما فرا نگیرید.

زندیق پرسید: آیا ساحر مى تواند با سحر خود، انسان را به صورت سگى یا الاغى یا مثل این ها درآورد؟

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: ساحر عاجزتر از آن است که بتواند خلق خدا را تغییر دهد و… اگر مى توانست هر آینه از خودش پیرى و فقر و مریضى را دور مى کرد… پس بهترین سخن ها درباره سحر آن است که بگوییم: سحر به منزله پزشکى است .

دیگر احادیث نیز به نحوى مطالب این حدیث را در بردارند و چیزى اضافه بر آن ندارند، جز آن که در بعضى روایات، رقیه نوشتن (نوشتن دعاهاى مأثور یا آیات و همراه کردن آن ها با خود) جایز دانسته شده، اما همراه کردن سنگ هاى مخصوص یا اوراد مخصوص شرک و حرام شمرده شده است.

 

شیخ طوسى(رحمه الله) از بزرگان علماى شیعه، در کـتاب خـلاف مى گـویـد: نـزد بیش تر علما و ابى حنیفه و اصحابش و مالک و شافعى، سحر حقیـقت دارد و بــا جادو مى توان کسى را کشت یا مریض کرد یا دستش را فلج نمود یا بین زن و مرد تفرقه انداخت و چه بسا اتفاق مى افتد که فردى در عراق شخصى را در خراسان سحر کرده، او را مى کشد.

حکم سحر در اسلام :

جادو

مرحوم فخر المحققین در کتاب ایضاح ادعا کرده که حرمت سحر و جادو از ضروریات دین اسلام است و هر که جادو را حلال بداند کافر است.

شهید اول و شهید ثانى (ره) در کتاب هاى دروس و مسالک خود ادعا کرده اند که هر کس سحر و جادو را حلال بداند باید کشته شود.

شیخ انصارى (ره) در کتاب مکاسب گفته است که هر چند ما مطمئن به اجماع علما در این خصوص نیستیم، ولى ادعاى ضرورى دین از چیزهایى است که ما مطمئن به حرمت این عمل مى شویم و علما در همه اعصار بر حرمت جادو و جادوگرى اتفاق داشته اند.

شارح النخبه گفته است: هر چه موجب ضرر به دیگرى شود یا موجب اهانت به مقدسات شود حرام است، چه سحر باشد و چه غیر آن.

صاحب دروس (شهید اول) همچنین گفته است: طلسم نیز مانند سحر حرام است.

تا این جا مسلّم شد که سحر در اسلام حرام است. اما این که آیا به طور مطلق حرام است یا بعضى جاها استثنا شده، ظاهراً آن گونه سحر که براى مقاصد درست به کار گرفته مى شود مثل پیدا کردن گم شده یا بقاى عمارت یا فتح سرزمین کفر جایز است، به خصوص باطل کردن سحر با سحر جایز مى باشد.۷

کلینى نقل مى کند که عیسى بن شقفى نزد امام صادق (علیه السلام)آمد و عرض کرد: حرفه من سحر بودن و در برابر آن مزد مى گرفته ام و مخارج زندگى ام نیز از همین راه تأمین مى شده است. با همین درآمد حج نیز گزارده ام، ولى اکنون آن را ترک کرده و توبه نموده ام. آیا براى من راه نجاتى هست؟ امام (علیه السلام) فرمودند: عقده سحر را بگشا، ولى گره جادوگرى مزن.۸ این حدیث و امثال آن به روشنى دلالت مى کند بر این که یاد گرفتن سحر یا عمل سحر براى باطل کردن آن بدون اشکال بوده و جایزاست.

امام علی (علیه السلام) می فرمایند: هر حقی از مسحور ضایع شود بر عهده ساحر است. ایشان بشدت از سحر و تعلیم آن بر حذر میداشتند و برای بطلان سحر دعای ضد سحر را پیشنهاد میکردند و فرمودند باید از شرّ سحر وساحری به خداوند متعال پناه برد که همه امور در ید قدرت اوست.۹

پناه میبریم به خدا (من شرّ ما خلق).

 

فراوری: فاطمه محمدی

بخش اعتقادات تبیان


۱– سوره طه : ۶۶

۲- اعراف: ۱۱۶

۳ـ سیدمحمد کلانتر، پیشین، ج ۳، ص ۵۶

۴ـ ناصر مکارم شیرازى و دیگران، پیشین، ص ۳۷۸

۵ـ محمدباقر مجلسى، پیشین، ج ۶۰، ص ۳۷

۶ـ محمدباقر مجلسى، پیشین، ج ۶۰، ص ۳۸

۷ـ سید محمد کلانتر، پیشین، ص ۹۴ و ۹۵

۸ـ شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه ال البیت، ج ۱۷، باب ۱۵، حدیث ۱

۹- گناهان کبیره دستغیب فصل سحر

لطفا مطالب این وبسایت را با ذکر منبع و لینک مطلب منتشر کنید!

لینک کوتاه مطلب : https://nidamat.com/?p=567

مطالب مرتبط
نظر شما درباره این مطلب چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

× تماس با ما