داستان واقعی تاجر چهار زنه

0 ۲,۰۸۷

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت . زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد.

شاید این پست ها را هم بپسندید
۱ از ۱۳۳

زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد.

واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.

اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.

روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :

” من اکنون 4 زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ، چه تنها و بیچاره خواهم شد !”

بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند . اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :

” من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟”

زن به سرعت گفت :” هرگز” همین یک کلمه و مرد را رها کرد.

ناچاربا قلبی که به شدت شکسته بود نزد زن سوم رفت و گفت :

” من در زندگی تو را بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟”

زن گفت :” البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم ” قلب مرد یخ کرد.

مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت :

” تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ، می توانی در مرگ همراه من باشی؟

زن گفت :” این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،…متاسفم!” گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.

در همین حین صدایی او را به خود آورد :

” من با تو می مانم ، هرجا که بروی” تاجر نگاهش کرد ، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ، انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد .غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :” باید آن روزهایی که می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت بودم …”

در حقیقت همه ما چهار زن داریم !

الف : زن چهارم که بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترک می کند.

ب: زن سوم که دارایی های ماست . هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.

ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.

د: زن اول که اعمال و توشه آخرت ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است.

این داستان واقعیی بسیاری از ما انسانهاست!!

حضرت علی (علیه السلام) می‏فرمایند: هنگامی که کسی می‏میرد و در آخرین روز دنیا و اولین روز آخرت قرار می‏گیرد، و فرزند و مال و عملش در مقابل او تجسم و تمثل پیدا می‏کند، او متوجه به مالش می‏شود و می‏گوید: من خیلی نسبت به تو حریص بودم و با تمام حرص و ولع تو را جمع کردم اکنون که دستم از دنیا کوتاه شده سهم من از تو چه مقدار است؟ مال می‏گوید: به اندازه یک کفن، کفنت را از من بگیر و برو.
سپس متوجه فرزندانش می‏شود و می‏گوید: والله من خیلی شماها را دوست می‏داشتم و خیلی از شما حمایت می‏کردم الان سهم و نصیب من در پیش شما چیست؟ می‏گویند: همین مقدار که تو را پیش قبرت ببریم و در قبر گذاریم. آنگاه به سوی عملش متوجه می‏شود و می‏گوید: والله من خیلی در مورد تو سختی و محرومیت کشیدم و تو برای من خیلی سنگین و دشوار بودی اکنون من در پیش تو چه دارم؟ می‏گوید: من قرین و رفیق تو هستم در قبرت و در روزی که محشور می‏شوی تا اینکه من و تو بر پروردگارت عرضه شویم. (کتاب «پس از مرگ چه می‏گذرد؟»/مهدی فربودی  به نقل از بحار، ج 6، ص 225)

حمایت مالی از گناه شناسی

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ؛ وجهاد کنید در راه خدا با اموال و جانهایتان (توبه 41)

عزیزانی که تمایل دارند در اجر اخروی تعالی اخلاقیات در جامعه، نشر و تبلیغ احادیث و معارف اهل بیت علیهم السلام و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، شریک باشند تقاضا میشود که ما را در پرداخت هزینه های جاری سایت گناه شناسی از قبیل هاست، پشتیبانی فنی ، تالیف و تولید پستها و… یاری فرمایند.

نظر شما درباره این مطلب چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سیزده + یک =

بدون نظر
  1. محمد محمدی می گوید

    با سلام…
    مطلب شما با ذکر منبع انتشار داده شد. همچنین وبلاگ شما پیوند داده شده است. لطفا وبلاگ ما را پیوند نموده و با ما در تماس باشید.
    موفق و پیروز باشید.

    1. مدیر سایت می گوید

      پاسخ:

      سلام
      با افتخار لینک شدید

  2. محمد جواد می گوید

    ایول
    خیلی تاثیر داشت نتیجش

  3. Ali می گوید

    من زن سومی ندارم.مگه میشه آدم زن چهارم رو داشته باشه ولی زن سوم نداشته باشه؟
    از مفهوم مطلب هم از ظاهرش که زن اول وفادار تره و هم از باطنش که فرمودید ممنون ام.
    اما در دسته بندی مفاهیم همتای مثالی که زدید زیاد دقت به خرج ندادید پول را همه ندارند.
    اما کس و کار را اکثریت انسانها دارند و بدن را هم همه دارند و ره توشه هم کم و بیش دارند.
    پس به ترتیب من بچینید:اول آن چیز که همه ممکن است نداشته باشند بعد آنچه همه دارند.

    1. مدیر سایت می گوید

      پاسخ:

      با سلام و درود
      منظور از دارایی ثروت نیست، چه بسیارند افراد فقیری که به داشته هایشان بیشتر از افراد ثروتمند وابسته اند.
      یا علی

  4. Al i. می گوید

    علیک سلام.حق با شماست جناب.به هر حال ممنون.من خیلی از مطالبتون رو چون ایمیل میاد برام میخونم.ولی خب اینترنت کنتور داره سریع می خونم رد میشم و اغلب نظر نمیذارم.اما گاهی تا نظری نذارم انگاری کامل یاد نمی گیرم.

    1. مدیر سایت می گوید

      پاسخ:

      سلام و درود بر شما
      موفق و پیروز باشید

  5. hamed hajiyan می گوید

    تشکر

    1. مدیر سایت می گوید

      پاسخ:

      موفق باشید