آرشیو دسته:

دزدی یا سرقت

در این دسته درباره گناه اقتصادی و کبیره دزدی یا سرقت و پیرامون آن از حیث عواقب اخروی، پیامدها و مجازات‌های دنیوی، حد دزدی، تفاوت آن با اختلاس و غصب؛ و… بحث می‌شود.

دزدیدن مال کسی به صورت پنهانی و بدون رضایت را دزدی یا سرقت گویند. دزدی یکی از گناهان کبیره‌ای که حد شرعی دارد واژ گناهانی است که به کبیره بودنش تصریح شده است.

از لحاظ کمی یا زیادی مقدار فرقی در حرمت دزدی نیست هرچند به مقدار سوزن یا ریسمانی باشد بلی اگر مالی که دزدیده شده معادل ربع مثقال طلا یا بیشتر باشد با اجتماع شرایط دیگری که ذکر می‌شود دست دزد را باید برید.

تفاوت سرقت با اختلاس و غصب

سرقت عبارت است از دزدیدن مال دیگری به صورت پنهان؛ برخلاف اختلاس که دزدیدن مال دیگری به‌سرعت و آشکار است؛ چنان‌که گرفتن به ناحق مال کسی را با زور و غلبه غصب گویند.

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله ععلیها): «جَعَلَ اللهُ تَرْک السَّرِقَةِ ایجاباً لِلْعِفَّةِ؛ خداوند، احتراز و پرهیز از سرقت را جهت مصونیت و امنیت اجتماعی واجب فرموده است. (بحار، ج ۲۹، ص ۲۲۳)

ضمانت بهشت توسط حضرت رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله به‌شرط شش عمل

حضرت رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله برای کسی که ملتزم به شش عمل باشد بهشت را ضمانت کرده‌اند: اضْمَنُوا لِی سِتّاً مِنْ أَنْفُسِکمْ أَضْمَنْ لَکمُ الْجَنَّةَ اصْدُقُوا إِذَا حَدَّثْتُمْ وَ أَوْفُوا إِذَا وَعَدْتُمْ وَ أَدُّوا إِذَا اؤْتُمِنْتُمْ وَ احْفَظُوا فُرُوجَکمْ وَ غُضُّوا أَبْصَارَکمْ وَ کفُّوا أَیدِیکمْ. «عمل کردن به شش چیز را برای من تضمین کنید تا من هم بهشت را برای شما ضمانت کنم، راستی در گفتار، وفای به عهد، برگرداندن امانت، پاک‌دامنی، چشم‌پوشی از نگاه حرام و نگه‌داشتن دست (از غیر حلال).» همان‌طور که…

شهیدی که در آتش غضب خدا می سوزد

روایت پیش رو حکایت بسیاری از کسانیست که دستشان در بیت المال و جیب مردم است: وقتی «مدعم» یکی از خدمتکاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در یکی از جنگ‌ها، به تیر دشمن شهید شد. مسلمانان، کنار پیکر او جمع شده، می‌گفتند: بهشت بر تو گوارا باد! ولی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سخنی نمی‌فرمود و خشمناک به نظر می‌رسید. حاضران، علت خشم را نمی‌دانستند که ناگهان پیامبر فرمود: کلاً، و الذی نفس محمد بیده! ان شملته الآن لتحترق علیه فی النار، کان غلها من فی ء المسلمین یوم خیبر. نه هرگز، سوگند به خداوندی که جان محمد در دست…

دزدی محترمانه از بانکها و جیب مردم!!

بنا بر گزارشات رسمی هم اکنون 30 بدهکار عمده بانکی در کشور وجود دارد که بخش عمده ای از معوقات سیستم بانکی کشور به همین 30 نفر بر می گردد که قصد بازپرداخت وامشان را هم ندارند.فعلا با صرف نظر از اینکه آنها چطور با بانکها تعامل کرده اند و چطور توانسته اند با وجود شرائط بسیار سخت بانکها این وامها را بگیرند، عرض ما این است که دزد و دزدی شاخ و دم ندارد! چنانچه امام رضا عليه السلام می فرمایند: اِعْلَمْ أَنَّ مَنِ اسْتَدانَ دَيْنا وَنَوى قَضاءَهُ، فَهُوَ فى أَمانِ اللّه ِ حَتّى يَقْضيَهُ، فَإنْ لَمْ يَنْوِ قَضاءَهُ فَهُوَ…

درخواست عاجزانه از مسئولین برای مجازات اختلاسگران و دزدان دانه درشت بیت المال

متاسفانه «هردم از این باغ بری میرسد. نغزتر از نغزتری میرسد» هر روز خبری ناگوار از یک فساد اقتصادی، یک اختلاس بزرگ، پولشویی و غارت بیت المال و حقوق مردم و به عبارت گویاتر از یک شاه دزدی بگوش می‌رسد. علت عدم برخورد و مماشات با اینها با نگاه خوشبینانه فقط مصلحت اندیشی و حفظ آبروی نظام ممکن است باشد. اما نظر پیامبراکرم صلی الله علیه وآله چیز دیگریست و مصلحت در برخورد شدید با اینهاست! خواهش بنده و آحاد ملت این است که مسئولین محترم مربوطه اگر ریگی در کفش خودشان نیست، لااقل به فکر مصلحت و آینده خودشان باشند و درباره این حدیث…

داستان اجرای حد بر غلام دزد توسط امیرمؤمنان علی (ع)

در ذیل به واقعه ای اشاره می شود که چند نکته مهمی را در بر دارد. 1. شرایط اجرای حد قطع دست دزد باید محرز شود. 2. اینکه اجرای حد یکی از راه های پاک شدن از گناه است. 3. لزومی ندارد که مجرم و گناه کار برای پاک شدن از گناه نزد قاضی و در دادگاه خود را مفتضح و به گناه خود اعتراف کند تا با اجرای حد پاک شود! بلکه بدون حد هم می شود با برگرداندن حق مردم و توبه پاک شد. 4. توبه کنندگان واقعی از محبان و شیعیان امیرمؤمنان علی (علیه‎السلام) مورد عنایت ویژه ایشان قرار خواهند گرفت. و اما داستان در عصر خلافت علی (علیه‎السلام) غلام…

چرا اول وقت حالِ نماز خواندن نداشتم؟

درباره یکى از بزرگان نقل مى کنند که گفته است : من حال عجیبى پیدا کردم ؛ یعنى حال نماز شب و حال نماز اوّل وقت خواندن را نداشتم و همچنین از خواندن نماز و رابطه با خدا لذّت نمى بردم لذا تعجب مى کردم که چرا چنین هستم ؟ هرچه گریه و زارى و التماس مى کردم باز به جایى نمى رسیدم تا سرانجام شبى در عالَم رؤ یا به من گفتند: «کسى که خرماى حرام بخورد، معلوم است که دیگر عبادت را دوست نخواهد داشت و از آن لذتى نمى برد!».(1) وى مى گوید: وقتى از خواب بیدار شدم جریان خریدن خرما را به یاد آوردم که وقتى خرما را گرفتم ، دیدم یکى از آن خرماها…

به نظر شما از این چهار تا گناه کدامیک بزرگترند ؟ زنا، شرابخواری، دزدی، دروغ

روایت شده است که مردى به پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) عرض کرد: اى رسول خدا! چهار کار خوشایند من است: زنا، شرابخوارى، دزدى و دروغ. اما هر کدام را که بفرمایید به خاطر شما ترک مى ‏کنم.حضرت فرمود: دروغ را رها کن. مرد رفت و تصمیم گرفت، زنا کند اما با خودش گفت: پیامبر از من مى‏پرسد اگر انکار کنم، قولى را که به ایشان داده‏ام شکسته‏ام و اگر اقرار کنم، حدّ مى‏خورم. سپس تصمیم گرفت دزدى کند، بعد تصمیم گرفت شراب بخورد، اما هر بار همین فکر را با خود کرد. لذا نزد رسول خدا برگشت و عرض کرد: شما راه را بکلى بر من بستید؛ من همه این…

شراب بدتر است یا زنا و یا دزدی؟؟

از امیرالمومنین علی علیه السلام پرسیدند: آیا به نظر شما شراب نوشیدن از زنا و دزدى بدترست ؟ حضرت فرمودند: بله ، چون کسى که زنا مى کند چه بسا مرتکب گناهی ديگر نشود، ولى کسى که شراب نوشيد هم زنا مى کند هم دزدى مى کند، هم مرتکب قتل مى شود، و هم نماز نمى خواند. (الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏6، ص: 403) عَنْ عَلَىٍّ عليه السلام اَنَّهُ قِيلَ لَهُ: اِنَّ شُرْبَ الْخَمْرِ اَشَدُّ مِنَ الزِّنا وَ السِّرْقَةِ؟ قْالَ: نَعَمْ اِنَّ شارِبَ الْخَمْرِ يَزْنى وَ يَسْرِقُ وَ يَقْتُلُ وَ يَدَعُ الصَّلاةَ. عکس نوشته قدیمی

حد نزدیکی با حیوانات و دزدیدن کفن مرده

ابن شهر آشوب نقل کرده است: نویسنده جلاء و شفاء در خبری آورده است که: وقتی امام رضا علیه السلام به شهادت رسید، محمد بن جمهور قمی و حسن بن راشد و علی بن مدرک و علی بن مهزیار و عده زیادی از شهر های مختلف، به مدینه آمدند و از جانشینی آن حضرت، سراغ گرفتند؛ به آنها گفته شد: جانشین حضرت در «صریا» است؛ لذا ما به صریا رفتیم و داخل خانه بزرگی شدیم و حاضران را، سر در گریبان دیدیم؛ ما هم در کنار آنها نشستیم که ناگهان عبدالله، پسر امام موسی بن جعفر علیه السلام در حالی که سنی از او گذشته بود، داخل گشت؛ مردم گفتند: این امام ماست. اما…

شهادت کبک‎ها

چند راهزن در یکى از مناطق غرب به راهزنى مشغول بودند. روزى به شخصى رسیدند و او را دستگیر کردند و اموال او را به سرقت گرفتند. سرانجام او را به درختى بستند و آماده کشتن او شدند. مرد بیچاره گفت : شما که اموال مرا گرفته اید، پس کشتن من براى شما چه سودى دارد؟ بدانید که من شخصى هستم مزدور، بدون من فرزندان کوچک من در سختى ، زندگى را خواهند گذرانید؛ از همین الان من با خداى خود عهد مى کنم که مال را بر شما حلال کنم و با کسى نگویم و به راه خود بروم . دزدان گفتند: تو تا زمانى که در بند هستى چنین مى گویى ، ما سر تو را مى بریم ، چون از…