خانه / گناهان اعتقادی / بدعت / نقش التقاط، تحریف و بدعت در زمینه سازی گناه

نقش التقاط، تحریف و بدعت در زمینه سازی گناه

یكی از عوامل زمینه ساز گناه، مساله التقاط و تحریف قانون الهی است التقاط و تحریف عبارت از آن است كه قانون الهی را تغییر داده و دستكاری كنند مقداری از قوانین بشری در داخل آن كرده و معجونی از قانون بشری درست كنند (كه سر از بدعت و دین سازی بیرون می آورد) و آن را به عنوان قانون خدا معرفی نمایند.

امیرمؤمنان علی علیه السلام در گفتاری می فرماید:
«فَلَو أنَّ الباطِلَ خَلَصَ مِن مِزاجِ الحَقِّ لَم يَخفَ عَلَى المُرتادينَ، ولَو أنَّ الحَقَّ خَلَصَ مِن لَبسِ الباطِلِ انقَطَعَت عَنهُ ألسُنُ المُعانِدين‏»
«اگر باطل كاملاً از حق جدا می شد بر جویندگان حقیقت پوشیده نمی ماند و اگر حق از باطل، خالص و جدا می شد زبان دشمنان (از بدگویی به حق) قطع می گردید.
« ولكِن يُؤخَذُ مِن هذا ضِغثٌ ومِن هذا ضِغثٌ فَيُمزَجانِ! فَهُنالِكَ يَستَولِي الشَّيطانُ عَلى أولِيائِهِ‏» .
ولی قسمتی از حق و قسمتی از باطل را می گیرند و به هم می آمیزند اینجاست كه شیطان بر دوستان خود چیره می شود. » [۱]

در اسلام، حفظ حریم قانون بسیار مورد توجه و تاكید قرار گرفته و از قانون شكنی و التقاط و بدعت گذاری كه تجاوز از حریم قانون است شدیداً نهی و منع شده است تا آنجا كه بدعت گذار در اسلام محكوم به اعدام است و تفاوتی ندارد كه چیزی بر قانون اسلام بیفزاید و یا چیزی را بكاهد، حلالی را حرام كند یا به عكس.

یكی از نكات لطیف و جالبی كه در قرآن و روایات اسلامی در راستای حفظ حریم قانون دیده می شود داستان حضرت ایوب علیه السلام می باشد كه به انواع مصایب گرفتار شد و در برابر همه فشارها و رنج صبر و استقامت كرد. در یك مورد نسبت به همسرش ناراحت شد. (گویا همسرش به دنبال انجام كاری رفت و دیر به خانه بازگشت و ایوب كه از بیماری رنج می برد سخت ناراحت گردید) و چنین سوگند یاد كرد كه هرگاه قدرت پیدا كند یكصد ضربه یا كمتر به او بزند و او را تنبیه كند اما بعد از بهبودی می خواست به پاس وفاداری ها و خدماتش او را ببخشد ولی مساله سوگند و نام خدا و حریم قانون الهی در میان بود؛

خداوند به او فرمود:
«و خُذ بِیَدك ضِغثَاً فَاضرِب بِه وَ لا تَحنَث انّا وَجَدناه صابراً نِعمَ العَبدُ انّه اَوّاب»
« (به او گفتیم) بسته ای گندم (یا مانند آن) را برگیر و به او (همسرت) بزن و سوگند خود را مشكن. ما او را شكیبا یافتیم. چه بنده خوبی كه بسیار بازگشت كننده به سوی خدا است. »
همسر ایوب زن باوفا و مهربانی بود. درست است كه در موردی خطا كرد و طبق سوگندِ ایوب علیه السلام می بایست كیفر گردد ولی استحقاق عفو و بخشش را نیز داشت.
گرچه زدن یك دسته ساقه گندم یا چوب های خوشه خرما مصداق واقعی سوگند ایوب نبود ولی حفظ حریم قانون الهی و عدم اشاعه قانون شكنی باعث شد كه او این كار را انجام دهد و ایوب علیه السلام به دستور خدا در عین عفو، ظاهر قانون را نیز حفظ كرد. [۲]
نظیر این معنی در اجرای حدود اسلامی در مورد خطا كاران بیمار نیز آمده است.
در چند روایت ذكر شده كه شخص بیماری زنا كرده بود و می بایست حد صد ضربه شلاق بر او جاری گردد رسول خدا صلی الله علیه و آله دستور داد خوشه خرمایی كه دارای صد شاخه بود آوردند و با آن یك ضربه به آن بیمار زد و همان را در اجرای حد كافی دانست. [۳]
البته ناگفته نماند این گونه امور در موارد استثنایی و خاصی است و گرنه در موارد دیگر كه استحقاق نباشد هرگز مجاز نیست.
آری حتی در موارد استثنایی باید حریم قانون را در ظاهر حفظ كرد تا موضوع قانون شكنی در جامعه راه نیابد.

در مورد «بدعت» كه یك گناه بسیار بزرگ و یك نوع تجاوز به حریم قانون می باشد به چند روایت زیر توجه كنید:

۱- امیرمؤمنان علیه السلام در ضمن گفتاری فرمودند:

«و ان شر الناس عند اللّه امام جائر ضَلَّ و ضُلَّ به فاَمات سُنَّة مَأخوذَة و اَحیا بِدعَة مَترُوكة» [۴]

«بدترین مردم نزد خداوند رهبر ستمگری است كه خود گمراه است و مردم بوسیله او گمراه می شوند سنت های پذیرفته شده را از بین می برد و بدعت های متروك را زنده می كند. »

 

۲- رسول اكرم علیه السلام می فرماید:

«اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنةالله» [۵]

 «هرگاه بدعت ها در میان امتم آشكار شد، بر عالم (دین) است كه علمش را آشكار كند (و بر ضد بدعت گذارها افشاگری نماید) و اگر چنین نكرد پس لعنت خدا بر او باد. »
 

۳- و نیز آن حضرت صلی الله علیه و آله فرمود:

«كل بدعة ضلالة و كل ضلالة سبیلها الی النار» [۶]

«هر بدعتی گمراهی است وراه هر گمراهی به سوی آتش دوزخ است. »

 

۴- امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «من مشی الی صاحب بدعة فوقره فقد سعی فی هدم الاسلام» [۷]«كسی كه برای دیدار بدعت گذار به سوی او برود و او را احترام كند در حقیقت برای ویران كردن اسلام اقدام نموده است. »

 

فارس بن حاتم از دروغگویان و غُلات مشهور و بدعت گذاران بود و مردم را به مذهب فاسد خود دعوت می كرد، امام هادی علیه السلام به اباجنید دستور داد تا فارس را اعدام كند و امام حسن عسكری علیه السلام خون او را هدر دانست و بهشت را برای قاتل او ضامن گردید. سرانجام اباجنید آن بدعت گذار را كشت. [۸]


[۱] . نهج البلاغه، خطبه ۵۰
[۲] . نمونه، ج ۱۹ ص ۲۹۹
[۳] . وسائل الشیعه، ج ۱۸ ص ۳۲۰- ۳۲۳
[۴] . نهج البلاغه، خطبه ۱۶۳
[۵] . وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص ۵۱۰
[۶] . وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص ۵۱۱
[۷] . همان مدرك
[۸] . سفینة البحار، ج ۱ ص ۳۵۶
 منبع: گناه شناسی . ج۱، ص: ۵۷-۵۹.

لینک کوتاه مطلب : http://nidamat.com/?p=17266

حتما ببینید

عبادت شیطان/ نقش کتب و وسائل تبلیغاتی ضالّه در ارتکاب گناه

یكی از زمینه های ارتکاب گناه و انحراف كتب گمراه كننده و یا وسایل تبلیغاتی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 + چهار =