آرشیو دسته:

واژه های مختلف گناه

در زبان قرآن کریم و احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم‌السلام با واژه‌های مختلف، از گناه یاد شده است که هرکدام گویی از بخشی از آثار شوم گناه پرده برمی‌دارد و بیانگر گوناگون بودن گناه است.

واژه‌هایی که در قرآن در مورد گناه آمده، عبارت‌اند از:

1- ذنب 2- معصیت 3- اثم 4- سیئه 5- جرم 6- حرام 7- خطیئه 8- فسق 9- فساد 10- فجور 11- منکر 12- فاحشه 13- خبث 14- شر 15- لمم 16- وزر و ثقل 17- حنث.

در این دسته واژه‌های مختلف گناه و وجه‌تسمیه آنها که در متون دینی آمده است، ذکر شده و مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد.

مقاله بررسی واژه‌های مشترک معنوی مربوط به گناه در قرآن کریم و روایات

چکیده از نظر لغت‌شناسان و مفسّران، بررسی معنای واژه‌های قرآن یکی از ضرورت‌های ترجمه و تفسیر قرآن است. این ضرورت در باب واژگانی که مشترک معنوی هستند و به زبان دیگر، معادل دقیق و مشخّصی برای آنها وجود ندارد، چندین برابر می‌شود. در این مقاله، سعی بر آن است که واژه‌های قرآنی که از نظر معنایی با هم مشترک هستند و همة آنها در زبان فارسی معمولاً به «گناه» ترجمه می‌شود، مورد بررسی قرار گیرد و ترجمة آنها از نظر لغت‌شناسان و مفسّران قرآن کریم و تفاوت آنها با یکدیگر مشخّص شود که این کار در ترجمه و تفسیر قرآن فایدة خود را نشان خواهد…

علت استفاده از واژه های مختلف برای گناه در قرآن و روایات

در زبان قرآن و پیامبر صلى الله علیه وآله و امامان علیهم السلام با واژه‏ هاى مختلف، از گناه یاد شده است، که هر کدام گویى از بخشى از آثار شوم گناه پرده بر مى‏ دارد و بیانگر گوناگون بودن گناه است. هر کدام از این واژه‏ ها بیانگر بخشى از آثار شوم گناه و حاکى از گوناگونى گناه مى‏باشند، و هر یک با پیام مخصوص و هشدار ویژه‏اى، انسان‏ها را از ارتکاب گناه برحذر مى ‏دارند. 1- ذنب، به معنى دنباله است، چون هر عمل خلافى یک نوع پى‏آمد و دنباله به عنوان مجازات اخروى یا دنیوى دارد؛ این واژه، در قرآن 35 بار آمده است. 2- معصیت، به معنى…

علت استفاده از واژه منکر برای گناه

منكر در اصل از انكار به معنى نا آشنا است، چرا كه گناه با فطرت و عقل سالم، هماهنگ و مانوس نیست، و عقل و فطرت سالم، آن را زشت و بیگانه مى‏شمرد؛ این كلمه 16 بار در قرآن آمده و بیشتر در عنوان نهى از منكر، بکار برده شده است. گناه شناسی- قرائتی، ص 9

علت استفاده از واژه معصیت برای گناه

شاید برای شما هم این سؤال مطرح باشد که علت تعبیر از گناه به معصیت و عصيان در لسان آیات و روایات چیست؟ معصیت مشتق از عصيان و به معنى سرپیچى و خروج از فرمان خدا و بیانگر آن است كه انسان از مرز بندگى خدا بیرون رفته است؛ این واژه در قرآن 33 بار آمده است. واژه «عصیان»، هم كه در مقابل طاعت به معنای نافرمانی است. اصل این کلمه به معنای چوب است. می‌گویند جلو فلانی را با عصا گرفت و به کسی که از جمعیت کناره‌گیری می‌کند گفته می‌شود «شق العصا»؛ یعنی از جمعیت جدا شد. منابع: راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص 570،…

علت استفاده از واژه وزر و ثقل برای گناه

وزر به معنى سنگینى است، و بیشتر در مورد حمل گناه دیگران به كار مى‏رود، «وزیر» كسى است كه كار سنگینى از حكومت را به دوش خواهد كشید، این واژه در قرآن 26 بار آمده است. «لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى»‏  انعام 164  گاهى در قرآن واژه «ثقل» نیز كه به معنى سنگینى است در مورد گناه به كار رفته است، چنانچه آیه 13 سوره عنكبوت به این مطلب دلالت دارد. «وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ...» منبع: گناه شناسی- قرائتی، ص10

علت استفاده از واژه لمم برای گناه

لمم (بر وزن قلم) به معنى نزدیك شدن به گناه و به معنى اشیاى اندك است و در گناهان صغیره بكار مى ‏رود. و در قرآن فقط یكبار آمده است. الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى‏.( نجم: 32.) آنان كه از گناهان بزرگ و زشتكاريها جز لغزشهاى كوچك خوددارى مى ‏ورزند  مغفرت پروردگارت بسیار وسیع است. منبع:…

علت استفاده از واژه فسق برای گناه

فسق در اصل به معنى خروج هسته خرما از پوست خود مى‏ باشد، و بیانگر خروج گنهكار از مدار اطاعت و بندگى خدا است كه او با گناه خود حریم و حصار فرمان الهى را شكسته و در نتیجه بدون قلعه و حفاظ مانده است؛ این واژه 53 بار در قرآن آمده است. گناه شناسی- قرائتی، ص10

علت استفاده از واژه فاحشه برای گناه

فاحشه به سخن و كارى كه در زشتى آن تردیدى نیست، فاحشه گویند. در مواردى به معنى كار بسیار زشت و ننگین و نفرت‏ آور به كار مى‏ رود؛ این واژه 24 بار در قرآن آمده است. ( گناه شناسی- قرائتی، ص9) معناشناسی فاحشه در کلام اهل لغت «الفحشاء: الفاحشه. وکل شیء جاوز حدّه فهو فاحش... و یسمی الزنی فاحشه»1 یعنی هر چیزی که از اندازه خویش تجاوز کرد فاحش خوانده می شود. بنا بر این تعریف مناسب است هر گناهی فاحش و فاحشه خوانده شود؛ زیرا بنده عاصی پا را از حد خود بیرون نهاده و از حد بندگی تجاوز کرده است. «وقد تکرر الفحش و الفاحشه و الفواحش فی…