آرشیو دسته:

عیب جویی و تجسس

عیب جویی یکی از رذایل اخلاقی و گناهان اجتماعی است که قرآن با تعبیرهای مختلف مثل لُمَزَه و هُمَزَه از آن نهی کرده و عیب‌جو را مورد نکوهش قرار داده است.

عیب جویی، تفحص و تجسس عیوب دیگران به منظور افشاء آن عیوب و بیان آنها در حضور یا پشت سر اوست. هدف عیب‌جو از این کار سرزنش، تحقیر، آبروریزی، مسخره کردن و… است.

عیب‌پوشی نقطه مقابل تجسس و عیب جویی است و در فضیلت و شرافت آن همین بس که یکی از اوصاف خدای سبحان می‌باشد چراکه او ستارالعیوب است.

در این دسته به مباحثی مثل تعریف، حرمت و زشتی، ریشه‌ها، موارد جواز و پیامدهای دنیوی و عواقب اخروی گناه عیب جویی پرداخته می‌شود.

از عواقب دوستی با جنس مخالف

دوستی با جنس مخالف، با هر انگیزه‌ای که شکل گرفته باشد (ازدواج، سوءاستفاده جنسی، پر کردن خلأ عاطفی و کمبود محبت و...) چه منجر به ازدواج شود و چه منجر به ازدواج نشود، عواقب و نتایج و آثار بسیار مهلک معنوی، روحی، روانی، اقتصادی و اجتماعی در پی خواهد داشت که در ذیل به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌شود. اگر منجر به ازدواج نشود! لطمه شدید عاطفی و روحی، افسردگی، اعتیاد، فشارهای روانی (تنش‌ها و مشاجرات خانوادگی) سرقت، خودکشی و قتل، انتقام‌جویی و تهدید، افت تحصیلی، آسیب‌های شغلی، آسیب‌های اقتصادی و مالی، احساس گناه، بی‌دینی وبی…

مؤمن به عیب خود، مشغول و فارغ از عیوب دیگران است

امام على عليه السلام : مؤمن … به عيب خود ، مشغول و فارغ از عيوب ديگران است و نماز، روشنى چشم اوست. المُؤمِنُ يَكونُ … مُشغولاً بِعُيوبِ نَفسِهِ ، فارِغاً عَن عُيوبِ غَيرِهِ ، الصَّلاةُ قُرَّةُ عَينِهِ . جامع الأخبار : ص 215 منبع: حدیث گرافی

دستورات اخلاقی آیه ۱۱ سوره حجرات

ای اهل ایمان، مؤمنان هرگز نباید قومی قوم دیگر را مسخره و استهزا کنند، شاید آن قوم که مسخره می‌کنند از خود آنان بهتر باشند... ...و نیز بین زنان با ایمان قومی دیگری را سخریّه نکنند که بسا آن قوم از خود آن زنان بهتر باشند، و هرگز عیبجویی (از همدینان) خود مکنید و به نام و لقب‌های زشت یکدیگر را مخوانید که پس از ایمان به خدا نام فسق (بر مؤمن نهادن) بسیار زشت است... ...و هر که توبه نکند چنین کسان بسیار ظالم و ستمکارند. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَىٰ أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا…

نمام یا سخن چین یکی از شرورترین انسانها

رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم در باب معرفی شرورترین افراد فرمود: آیا شما را به بدترین افرادتان آگاه نکنم؟ عرض کردند: بله‌ای رسول خدا. فرمود: بدترین افراد آنهایی هستند که به سخن چینی می‌روند و در میان دوستان جدایی می‌افکنند و در جستجوی عیب برای افراد صالح و پاکدامن اند. أَ لَا أُنَبِّئُكُمْ بِشِرَارِكُمْ قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ- قَالَ الْمَشَّاءُونَ بِالنَّمِيمَةِ الْمُفَرِّقُونَ بَيْنَ الْأَحِبَّةِ الْبَاغُونَ لِلْبُرَآءِ الْمَعَايِبَ‏. (کافی، ج ۲، ص ۳۶۹) امیرمؤمنان علیه السّلام فرمود: بدترین…

لزوم پرده پوشی از عیوب برادران مؤمن

یکی از حقوق مؤمنین بر یکدیگر ستر عیب یعنی پرده پوشی از عیوب است که این عمل علاوه بر اینکه باعث حفظ آبروی مسلمین می شود موجب اجر و پاداش معنوی بیشماری خواهد شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در این زمینه می فرمایند: مَن سَتَرَ عَلى مُؤمِنٍ فاحِشَةً فكأنَّما أحيا مَوؤودَةً. (كنز العمّال: 6388.)  هر کس عیب مومنی را بپوشاند همچنانست که دختر زنده به گور شده ای را زنده کرده باشد. در جایی دیگر نیز می فرمایند: من ستر اخاه المسلم فی الدنیا ستره الله .( نهج الفصاحة: ص 616 ح 3020.) هر کس عیب برادر مسلمانش را در دنیا…

روانشناسی غیبت کننده و عیبجو

امام على علیه السلام: ذَوُو العُیوبِ یُحِبُّونَ إشاعَةَ مَعایبِ الناسِ؛ لِیَتَّسِعَ لَهُمُ العُذرُ فی مَعایبِهِم.  كسانى كه خود عیب دارند، علاقه‏ مند به شایع كردن عیبهاى مردم هستند، تا جاىِ عذر و بهانه براى عیبهاى خودشان باز شود. غرر الحكم: 5198.

هر که عیبجویى کند، عیبجویى شود !

امام على عليه السلام: هر كه عيبجويى كند، عيبجويى شود و هر كه ناسزا گويد، پاسخ شنود و هر كه درختهاى تقوا بنشاند، ميوه‏هاى آرزوها بچيند. مَن عابَ عِيبَ، و مَن شَتَمَ اجيبَ، و مَن غَرَسَ أشجارَ التُّقى اجتَنى ثِمارَ المُنى. كشف الغمّة: 3/ 136.

کسی که اعمال خیرش تباه است: عیبجو

پيامبر خدا صلى ‏الله‏ عليه ‏و آله: شش چيز، اعمال را بر باد مى‏‎دهد: پرداختن به عيوب مردم، سنگ‏دلى، دنيادوستى، كم‏ حيايى، درازى آرزو، و ستمگرى كه [از ستمكارى [باز نَايستد. سِتَّةُ أشياءَ تُحبِطُ الأَعمالَ: الاشتِغالُ بِعُيوبِ الخَلقِ، وقَسوَةُ القَلبِ، وحُبُّ الدُّنيا، وقِلَّةُ الحَياءِ، وطولُ الأَمَلِ، وظالِمٌ لا يَنتَهي. كنز العمّال: ج 16 ص 85 ح 44023 نقلًا عن الفردوس عن عديّ بن حاتم، الجامع الصغير: ج 2 ص 46 ح 4658.