آرشیو دسته:

سوء ظن یا بدگمانی به مردم

سوء ظن یا شک به معنای بدگمانی در مقابل حسن ظن به معنای گمان نیک می‌باشد. اگر به فردی که او را کاملاً نمی‌شناسیم یا به کاری که از درستی آن اطمینان نداریم، گمان بد داشته باشیم، می‌گویند به او به آن سوء ظن داریم.

بحث سوء ظن و حسن ظن در متون دینی نسبت به خداوند، نسبت به جهان و یا نسبت به بندگان خدا و مؤمنین مطرح شده است. مراد ما از سوء ظن در این دسته سوء ظن به مؤمنین است.

بدبینی و منفی‌نگری و سوء ظن یکی از رذایل اخلاقی و صفات روانی بد می‌باشد و با اثر بدی که روی خود شخص و اطرافیانش می‌گذارد، نه تنها از نظر اسلام، گناه محسوب می‌شود؛ بلکه زندگی را در کام انسان تلخ و غیر قابل تحمل می‌کند.

مراد از بدگمانی و سوء ظن حرام که در قرآن کریم به اجتناب از آن امر شده است. اعتقاد به آن و حکم به بد بودن مؤمن بدون یقین به آن است نه صرف خطور آن در ذهن.

از پیامدهای بدگمانی و سوء ظن

دروغ گوئی سوءظن پیامدهای زیانبار روانی و اجتماعی بدنبال دارد. اولین اثر این گناه که با آن همراه می باشد دروغ گوئی است، چرا که نسبت غیر یقینی به هر شخصی، چه در مرحله وهم باشد یا ظن، خلاف اعتقاد محسوب می شود و کذب است. قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله: «ایاکمْ والظَّنَّ فَانَّ الظَّنَّ أکذَبُ الْکذْبِ» از گمان بپرهیزید که گمان دروغترین دروغهاست. از بین رفتن اطمینان از دیگر تبعات این گناه عدم اعتماد مردم است. آنکه به دیگران سوءظن می ورزد و افعال آنها را حمل بر منفی می کند از قلوب خلایق فاصله می گیرد و اطمینان نفسانی…

لزوم احتیاط در توجه به گفته دیگران درباره آنچه که خود ندیده ایم

امام صادق علیه السلام:  نه یقین را با شك از دست ده و نه آشكار را با پنهان. و درباره آنچه خود ندیده‏اى، بر اساس گفته دیگران، داورى مكن. خداوند عزّ و جلّ موضوع غیبت و بدگمانى به برادران مؤمنت را با اهمیت قرار داده است. لا تَدَعِ الیَقینَ بالشكِّ، و المَكشوفَ بالخَفیِّ، و لا تَحكُمْ على ما لم تَرَهُ بما یُروى لكَ عَنهُ، و قد عَظَّمَ اللّهُ عَزَّ و جلَّ أمرَ الغِیبَةِ و سُوءِ الظَّنِّ بإخوانِكَ المُؤمِنینَ. مصباح الشریعة: 386.

داستانی آموزنده درباره بدگمانی و بردن آبرو

یکی از اساتید دانشگاه امام صادق علیه السلام می نویسد: حدود 20 سال پیش منزل ما خیابان 17 شهریور بود و ما برای نماز خواندن و مراسم عزاداری و جشنهای مذهبی به مسجدی که نزدیک منزلمان بود می رفتیم پیش نماز مسجد حاج آقایی بود بنام شیخ هادی که امور مسجد از قبیل نماز جماعت ، مراسم شبهای قدر ، نماز عید و جشن نیمه شعبان را برگزار می کرد اگر کسی می خواست دخترش را شوهر بدهد و یا برای پسرش زن بگیرد با شیخ هادی مشورت می کرد و در آخرهم شیخ خطبه عقد را جاری میکرد ، اگر کسی در محله فوت میکرد شیخ هادی برای او نماز میت می خواند و کارهای…