آرشیو دسته:

کفر و الحاد

در این دسته درباره گناه کفر و الحاد و مسائل پیرامون آن بحث خواهد شد.

کفر در لغت

کفر واژه‌ای عربی به معنای پنهان کردن و پوشاندن است و بر چیزی اطلاق می‌شود که باعث استحقاق عقاب دائمی و عظیم شود و البته در دنیا هم احکام خاصی بر آن مترتب است.

کفر در اصطلاح

کفر را عبارت از اخلال و کوتاهی در معرفت به خداوند، توحید، عدل و رسالت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) دانسته‌اند که ممکن است ناشی از جهل یا شک باشد و گاه ناشی از اعتقاد به اموری است که باوجود آن‌ها دستیابی به معارف فوق ناممکن می‌شود.

مفهوم الحاد به کفر بسیار نزدیک است که به انحراف، سوت و کف زدن هنگام تلاوت آیات قرآن، دشمنی، تکذیب آیات الهی و به عبارت جامع‌تر عدول از آیین حق را اِلحاد می‌گویند، اعم از این است که ملحد در قبل متدین به دین حق بوده، سپس عدول کرده و یا از ابتدا آن را نپذیرفته باشد. الحاد مسلمان موجب ارتداد است. بر ملحد کتابی احکام اهل کتاب و بر ملحد غیر کتابی احکام مطلق کفر مترتّب می‏گردد.

کفر همانند ایمان، امری باطنی و از اعتقادی‌ات است.

کاربردهای کفر

در مقابل اسلام

کفر گاهی در مقابل اسلام به کار می‌رود که در این صورت مربوط به‌ظاهر و بیانگر نحوه معامله دنیایی مسلمانان با کفار است. حداقل معیار مسلمان بودن و خروج از مرز کفر، جاری نمودن شهادتین بر زبان است و کسی که شهادتین را نگفته باشد کافر محسوب می‌شود.

در مقابل ایمان

یکی دیگر از کاربردهای کفر، در مقابل ایمان است. این کاربرد معنایی محدود دارد و همان چیزی است که سید مرتضی درباره آن گفته است: «مایه استحقاق عقاب دائم» است. (نظریه ایمان، ص۱۳۷) در حقیقت ایمان به ضروریات و احکام دین از ایمان به رسالت نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) ناشی می‌شود. به این معنا که ایمان تفصیلی نسبت به رسالت نبی اکرم(ص) مستلزم ایمان به وجوب نماز، زکات و… است و انکار وجوب نماز در حقیقت انکار رسالت است. بر این اساس انکار وجوب نماز، کفر ورزیدن نسبت به آن چیزی است که اجمالاً باید بدان ایمان داشت.

کفر در قرآن

کفر در قرآن بر اساس روایتی از امام صادق علیه‌السلام کفر در قرآن به پنج معنا آمده است:[1]

الف. کفر جحود و نفی:

که عبارت است از نفی و انکار ربوبیت. به گفته آن حضرت این گروه معتقدند نه پروردگاری هست و نه بهشت و جهنمی. از گمان پیروی می‌کنند و خداوند انذار این دسته را بی‌فایده دانسته است.[2]

ب. انکار آگاهانه حق:

 مانند کسانی که خداوند درباره آن‌ها فرمود: «و آن را از روی ظلم انکار کردند، درحالی‌که در دل به آن یقین داشتند. پس بنگر سرانجام تبهکاران و مفسدان چگونه بود!».[3]

خداوند متعال در قرآن کریم درباره واژه کفر می‌فرمایند:

«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا؛ کسانی که به آیات ما کافر شدند، بزودی آن‌ها را در آتشی وارد می‌کنیم که هرگاه پوستهای تنشان (در آن) بریان گردد (و بسوزد)، پوستهای دیگری به جای آن قرار می‌دهیم تا کیفر (الهی) را بچشند. خداوند، توانا و حکیم است (و روی حساب، کیفر می‌دهد).» (نساء: 56)

ج. کفران نعمت‌های خداوند:

 مانند آنچه از حضرت سلیمان علیه‌السلام نقل شد: «اما کسی که دانشی از کتاب (آسمانی) داشت، گفت: «من بیش از آن که چشم برهم زنی آن را نزد تو خواهم آورد.» و هنگامی‌که (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود ثابت و پابرجا دید، گفت: «این از فضل پروردگار من است تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران می‌کنم؟ و هر کس شکر کند به نفع خود شکر می‌کند و هر کس کفران نماید (به خودش زیان رسانده) چراکه پروردگار من بی‌نیاز و بخشنده است».[4]

د. ترک اوامر خداوند متعال:

خداوند فرمود: «آن‌ها که (در مسیر اطاعت و ترک گناه) استقامت می‌ورزند، راست‌گو هستند (در برابر خدا) خضوع و در راه او انفاق می‌کنند و در سحرگاهان از خداوند آمرزش طلب می‌کنند».[5]

ه. برائت از کافران:

مانند برائت جستن حضرت ابراهیم علیه‌السلام و پیروان او از کافران.

 نتیجه آن که کفر در قرآن به معانی متعددی آمده که یک معنای آن انکار خداوند و آموزه‌های دینی است.


[1]. کلینی رازی، ابی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق، الاصول من کافی؛ تحقیق، غفاری، علی اکبر، بیروت، دارالصعب و دارالتعارف، چاپ چهارم، 1401 ق، ج 2، ص 389.

[2]. بقره، آیه 78

 [3]. سوره نمل، آیه 14.

[4]. سوره نمل، آیه 40.

[5]. سوره آل عمران، آیه 17.

قرار گرفتن ترک کننده حج در ردیف دیوث، فتنه گر، زناکار با محارم، جادوگر و…

ترک کردن و انصراف از حج یکی از گناهان کبیره است که بزرگی و شدت آن را می توان از انتساب کافر به تارک حج و قرار گرفتن او در ردیف دیوث، فتنه گر، زناکار با محارم، جادوگر و... در وصیت وصیت پیامبر خدا (صلی‏ الله‏ علیه ‏و آله) به علی (علیه‏ السلام) فهمید. حضرت فرمودند:  ای علی! از این امت ده گروه اند که به خداوند بزرگ کافر گشته اند: تهمت زننده (یا بدزبان یا دروغگو) و جادوگر و مردی که درباره زن خود غیرت و تعصب ندارد و مردی که به حرام از عقب با زنی نزدیکی کند و کسی که با حیوانی مجامعت کند و کسی که با محرم خود مباشرت کند و کسی که در…

نهی از گوش دادن کلام کسانی که آیات خداوند را مسخره می کنند

امیرالمومنین علیه السلام: فَفَرَضَ على السَّمعِ أن لا تُصغِیَ بهِ إلى المَعاصِی، فقالَ عَزَّ و جلَّ: «وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْكُم فِی الكِتابِ أنْ إذا سَمِعْتُم آیاتِ اللّهِ یُكْفَرُ بِها وَ یُسْتَهزأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُم حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیرِهِ إنَّكُم إذا مِثْلُهُم إنَّ اللّهَ جامِعُ المُنافِقِینَ و الكافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعا».  (النساء: 140) پس بر گوش این وظیفه نهاده شده كه با آن به معاصى گوش ندهى؛ خداوند عزّ و جلّ فرموده است: «و در این كتاب بر شما نازل كرد كه چون شنیدید كسانى آیات خدا را…

محروم از بوی بهشت : دشمن اهل بیت علیهم السلام

پيامبر خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و آله:بدانيد كه هركس با بغض و دشمنى نسبت به آل محمّد بميرد، كافر مرده است؛ بدانيد كه هركس با بغض و دشمنى نسبت به آل محمّد بميرد، بوى‏ بهشت‏ را استشمام نخواهد كرد.ألا ومَن ماتَ عَلى بُغضِ آلِ مُحَمَّدٍ ماتَ كافِرًا، ألا ومَن ماتَ عَلى بُغضِ آلِ مُحَمَّدٍ لَم يَشُمَّ رائِحَةَ الجَنَّةِالكشّاف: 3/ 403 مرسلًا، مائة منقبة: 90/ 37 عن ابن عمر، بشارة المصطفى: 197، فرائد السمطين: 2/ 256/ 254 كلاهما عن جرير بن عبد اللّه، جامع الأخبار: 474/ 1335 مرسلًا، وراجع إحقاق الحقّ: 9/ 487.

فرمایش ملا احمد نراقی در مورد نگاه حرام و کنترل شهوت

و چون نظر کردن باعث هیجان شهوت می‌شود ، شریعت مقدسه ، حرام کرد نظرکردن هر یک از مرد و زن را به دیگری . و حرام نمود شنیدن مردان و زنان سخنان یکدیگر را مگر در حال ضرورت . و همچنین حرام شد نظر کردن مردان به پسران «امرد» ، (کسی که هنوز صورتش مو در نیاورده باشد) اگر از شهوت باشد. و از این جهت ، بزرگان دین و اخیار در اعصار احتراز می‌نمودند از نظر کردن به روی پسران امرد . و به این سبب بود که سلاطین اسلام ، که‌پناه مذهب و دین ، و «حصن حصین» (پناهگاه و دژ محکم و استوار ) شرع و آئین‌اند ، و حکام دیندار و علمائی که‌حکم ایشان نافذ بود…

آیا تارک الصلاه کافر است؟

بزرگترین گناهان از نظر حضرت امیرالمؤمنین کدامند؟ مال یتیم خوردن بزرگتر است یا نماز نخواندن؟؟ امام جعفر صادق علیه السلام : «گناهان کبیره در کتاب على علیه السلام هفت است: کافر شدن به خدا، و قتل نفس و عقوق پدر و مادر، و خوردن ربا بعد از بیّنه، و خوردن مال یتیم از روى ستم، و گریختن از میان مجاهدین، و تعرب بعد از هجرت». راوى مى‏گوید که: عرض کردم: اینها از همه گناهان، بزرگ‏تر است؟ فرمود: «آرى». عرض کردم که: خوردن یک درهم از مال یتیم از روى ستم، بزرگ‏تر و گناهش بیشتر است یا نماز نخواندن؟ فرمود: «نماز نخواندن». عرض کردم که:…

ترک نماز مرز بین ایمان و کفر

  امام باقر به نقل از رسول خدا می فرماید: مَا بَیْنَ الْمُسْلِمِ وَ بَیْنَ الْکَافِرِ إِلَّا أَنْ یَتْرُکَ الصَّلَاةَ الْفَرِیضَةَ مُتَعَمِّداً أَوْ یَتَهَاوَنَ بِهَا فَلَا یُصَلِّیَهَا بین مسلمان و کافر فاصله‏اى نیست،مگر این که مسلمان نماز واجب را عمدا ترک کند یا آن را بى ‏اهمیت بداند و نخواند (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال،ص۲۳۱) حرمت ترک نماز،از انجام بسیاری از اعمال حرام سنگین تر است.چون انسان در ارتکاب بعضی از اعمال حرام،قصد بی حرمتی به خدای متعال و دین را ندارد،بلکه جنبه حیوانی انسان بر او غلبه میکند.در حالیکه رها…

ریاء و حیاء در امر خیر ممنوع

اشاره به امری شایع در بین بیشتر مردم رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) : براى ریا و جلب توجه دیگران, هیچ عمل خیرى را انجام نده و هیچ کار خیرى را براى شرم و حیا ترک نکن.لاتَعمل شیئاً من الخیر ریاءً ولا تَدَعه حیاءً.تحف العقول، ص58.مواظب باشیم و بدانیم که شیطان همیشه و در همه حال  ما را رها نمی کند تا به طرف گناه و تباهی بکشاند و دائما با ترفندهای خاص مثل حیای بیجا، ما را از انجام کار خیر منع میکند!!!

مقاله/ سحر و جادو در قرآن و حدیث

  آنچه در این پست می خوانید: اشاره به موضوع بحث‏: تعریف سحر: ماهیت و حقیقت سحر: پیشینه سحر: سحر از نگاه وحى: منشأ کفر: بطلان و بى‏ ثمرى سحر: اذن تکوینى‏: تفاوت سحر با معجزه‏: سحر در منظر فقه و حدیث‏: پی نوشت ها:اشاره‏: سحر در اصطلاح، امرى شگرف است که به امر خارق‏ العاده شباهت دارد، اما خود، امرى خارق‏ العاده نیست زیرا اولاً آموختنى است و ثانیاً انجام آن با ارتکاب کارهاى زشت باعث مى‏ شود که انسان مورد وسوسه‏ هاى شیطان قرار بگیرد. یکى از علوم عجیب و غریب که حقیقت و ماهیت آن ذهن بسیارى از انسان…